2777
2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1002 بازدید | 76 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

باهم زندگی کردن همینه دیگه همه اینجورین

شوهر من گفت بریم طبقه بالا مادرم اینا منم تو دوستی قبل  اینکه خانوادشو ببینم گفتم من ک خانوادتو ندیدم که فکر کنی مشکل دارم باهاشون کلا با خانواده زندگی کردندخوب نیست چ خانواده من چ خانواده تو

بعد خودمون خونه ساختیم

ببین گلم محلش بهش نزار تو خودتو مشغول کن تلویزیون نگاه کن.جدول حل کن.بازی انلاین کن.وقتی میبینه تو حساسی بدتر میکنخ کلا عادی باش نه خیلی سرد نه خیلی گرم.خودتو دست بالا بگیر وقتی میره پایین باهاش برو گهگداری درست میشه مال منم اینجور بود الان جوری شده که مادرش میگه چرا پسرم اصلا خونه مانمیاد

ببین گلم محلش بهش نزار تو خودتو مشغول کن تلویزیون نگاه کن.جدول حل کن.بازی انلاین کن.وقتی میبینه تو ح ...

خیلی وابسته ست 

از سرکار میاد اول به اونا سر میزنه بعدش میاد بالا ناهار میخوره میخوابه میره پایین 

بعدش میره بیرون دوباره خونه مامانش و آخر سر خونه خودمون 😂

یه جای کارمیلنگه چرانمیتونی بری پایین؟چرانمیذاره بری بیرون یه چی باهم نمیخونه مشکلی هست وسط؟

بیرون رو میگه من دوست ندارم زنم تنهایی بیرون بره 

حتی خودشم نمیبره 

کلا میگه هفته ای یبار اینا برو خونه مامانت بعدش خونه باش 

عزیزم بین من و مامانش اینا اختلاف هست 

البته زمانیکه اختلاف نبود هم اینجوری بود 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز