2777
2789
عنوان

راز زندگی من...

| مشاهده متن کامل بحث + 522 بازدید | 31 پست

وا بخاطر این میخوای خود کشی کنی؟ 

💐تا زمانی ک احساس کنید دچار بدبختی و بی عدالتی هستید، تاریخ تکرار می‌شود. تنها راه نجات از این نفرین آن است ک نسبت ب این غرض ورزی ها و بیدادگری ها بی اعتنایی کنید تا این مساعل آزارتان ندهند.در برابر اوضاع پیرامون تان را نبازید و نسبت ب همه اطرافیان حسن نیت داشته باشید💐  🙄ی تیکه باحال از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین ک ب نظرم جالبه اگر بتونم انجام بدم😝  اوف زندگی من شده فقط خوندن کتابای این مدلی و امید داشتن ب اینکه ی روزی همه آرزوهای من برآورده میشه😜خدا جونم آرزو های منو برآورده کن آرزوی دوستای نی نی سایتیم هم همینطور😍😍😍خیلی دوستون دارم🌈❤️

ازهیچکس خوبی نمیبینم خونه ک بهم ریخته باشه منومیبینن ولی وقتی تفریح یاخوردنی چیزی باشه من اصلاوجودندارم قبل نامزدیم ازهمه خواسته هم گذشتم تابابامودرک کنم .....ولی الان خواهرکوچیکم هرچی بخواددراختیارشه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حق داری ناراحت باشی ولی دلیل نمیشه فکر خلاص کردن خودت باشی،زندگی انقدراهم ارزش نداره یکی درک میکنه یکی درک نمیکنه وقتی کسی درک نمیکنه و حرفتو نمیفهمه توجهتو ازش بردار،محل نده که فقط بخودت ضربه میزنی،وقتی نمیتونی حرفتو به یکی بفهمونی و هرکار میکنی و تو وجودت کلی داد میزنی که فهمیده بشی ولی فایده نداره این درسته که این راهو ادامه بدی و خودتو بیشتر عذاب بدی؟فقط توجهتو بردار و برات مهم نباشه همین،

قرص متفورمین این وسط چیکارس

مثل شیطان رو مخم همش با خودم میگم برم بخورم و تموم کنم این زندگی درد اورم رو...خدا شاهده انقدر کار کردم که پول اینها رو برگردنم دستم ارتورز گرفته... ولی انگار هیچکس من رو نمی بینه... براش مهم نیستم....

نمی دونم چیکار کنم بچه ها با تمام وجود احساس بدی دارم....کافیه یه حرفی بزنم بر میگن دوره ام می کنن.. ...

حتما خواهرت  خیلی سیاست کلامی داره که میتونه مجابشون کنه، شما منطقی صحبت میکنید

مثل شیطان رو مخم همش با خودم میگم برم بخورم و تموم کنم این زندگی درد اورم رو...خدا شاهده انقدر کار ک ...

یعنی ارزش و وجودت در حد همون۲۰۰تومنه که میخوای خودتو ساقط کنی اززندگی؟؟

بذار اونا گردنشونه حق الناس بوده هم گردن خانواده و هم خواهرت

مگر چندسالته؟؟

درسته الان گرونیه و سهم توهم بردن اما خداییش بفکر آینده باش عزیزمن

یادته میگفتی دوستداری زودتر از من از دنیا بری چون تحمل نبود منو نداری؟چرا خدا صدای تورو شنید ولی صدای منو نه🖤 عهد بستم باخودم  تااخرین نفسم بهبعشت پایبند بمونم،قول میدم سریع بیام پیشت عشقم😞.

بابابرای سه تاآبجیام بهترین جهزیه هرچی ک بگی خریده بودبرای منم ازاونابهترخریده دستش دردنکنه ولی واسه اونای بارم منت نزده ولی الان همین ساعت داشتم قسط جهزیه رومیریختم هرچی دوست داشت گفت 

از وقتی یادمه ... وضعیت تو خونه ما همین بوده... کوچیکتر که بودم هر وقت بین خواهرم و من دعوا می شد بابام منو دعوا می کرد چون بزرگتر بودم و درشتر... روز به روز بدتر می شه که بهتر نمی شه....

تو همه خانواده ها این چیزا هست خودتو بزن به بیخیالی انگار اصلا این اتفاق نیوفتاده خانواده شوهر منم خییییلی بین شوهرم و بقیه بچه هاشون فرق میزارن اصلا آدم حسابش نمیکنن ولی شوهرم یه جوری خودشو میزنه به اون راه که هر کی ندونه فک میکنه هیچ اتفاقی نیوفتاده تو هم همینکارو بکن حتی چند وقت پیش مریض شد یه هفته تو خونه افتاده بود مامانش یه زنگ نزد بببنه چجور شد ولی مثلا خواهرشوهرم یه عطسه کنه خودشون رو میکشن چاره ای نیست باید فقط بیخیال شد

میشه برای حاجت دلم یه صلوات بفرستید شاید به خاطر دل پاک شما خدا حاجت منو هم داد   
از وقتی یادمه ... وضعیت تو خونه ما همین بوده... کوچیکتر که بودم هر وقت بین خواهرم و من دعوا می شد با ...

میدونی تقصیرخودمه من ب بابام نزدیک دومیلیون پول قرضداده بودم خوردخوردفدای سرش  بهم ندادولی مامانم ب آبجیم ۱۰۰تومن قرضه ب ی دیقه نشده زنوشوهرگفتن بایدپولشوبدیم  وفلان درحالیکه من نامزدم خرجی ک میدادمن واسه خودم خرج نمیکردم مواقعی که لازم داشتن بهشون میدادم

هیچ کس نمی دونه من چی کشیدم بحث اصلا دادن به اونها نبود... ولی بحث اینه چرا انقدر به من سختی زجر دادن ولی به اون نه همه چیز رو مهیا کردن براش... از همه چیز متنفرم از زندگی از خودم....هجده سالم بود به خاطر گیرهای بابام عروسی کردم... چرا الان درس داری برام چایی نمیاری.... چرا میری تو اتاقت و...

از وقتی یادمه ... وضعیت تو خونه ما همین بوده... کوچیکتر که بودم هر وقت بین خواهرم و من دعوا می شد با ...

خدااخر وعاقبتشون روبه خیرکنه،درکت میکنم عزیزم،

بعضی پدرومادرها نمیفهمم چطوردلشون میادمیون بچه هافرق بزارن،امیدوارم خدابه دلشون بندازه که برای شماهم کاری کنن تادلت راضی بشه وآروم

کلی چیز دیگه.... کار به جایی رسید وقتی بابام میومد خونه ازترس زیر پتو قائم می شدم... زندانی شده بودم تو خونه...دعوا و کتک و مشاجرهو تصمیم گرفتم زود شوهر کنم... فقط برای فرار ...

هیچ کس نمی دونه من چی کشیدم بحث اصلا دادن به اونها نبود... ولی بحث اینه چرا انقدر به من سختی زجر داد ...

مث من قبلا خونمون ی اتاق داشت ی خواهردارم اون زمان ازدواج نکرده بوددانشجوبودفصل امتحان من نمیتونستم تواتاق درس بخونم میرفتم حموم چون اون تواتاق داشت درس میخوندوبایدتنهامیبود.....الان من دیپلم اون لیسانس دیگه نخوندازدواج کردمنم دوس داشتم درس بخونم ولی بابام حمایت نکردپول شهریه بده

هجده سالم بود اول عروسیم خودکشی کردم ولی هیچیم نشد...رفته بودم خونه نامزدم تازه نامزد کرده بودم و خانوادم با ازدواجمون مخالف بودن... پدر نامزدم گفت پسر من دروغ و کلاه بردار وقتی تو نامزد کردی باهاش ما همه اش با خودمون میگفتیم این چرا خودش رو بدبخت کرد با ازدواجش با پسر ما... منم شب امدم خونه چون قبلش پدرن بهم گفته بود اگر با این ادم ازدواج کنی نباید جداشی ازش... امدم خونه هر چی قرص داشتم دیازپام و از این قرص صورتی ها که مال قلب ریختم تو لیوان و یه جرعه ازش خوردم... بعد رفتم تو بغل نامزدم بدنم داشت میلرزید بهش گفتم ببخشید عشقم ولی من کم اوردم و خود کشی کردم... شوهرم مثل اسفند بالا پایین می پرید میگفت بالا بیار زنگ زد ارژانس گفت بیا بریم دختر من گوش ندادم و رفتم یه گوشه خوابیدم....صبح چشمام رو باز کردم خودمم تعجب کرده بودم چطور نمردم و زنده موندم ولی صوذتم عین جنازه بود زیر چشمام سیاه و رنگم سفید و پریده بود.... مامانم میگفت چرا انقدر می خوابی چیزی بهش نمی گفتم ... به یکی از دوستلم گفتم قرص کردم و خودشی کردم اونم اولش یکم جیغ و داد کرد و بعدش حتی حالم رو نپرسید....الان هشت سال از اون شب گذشت... با شوهرم ازدواج کردم فهمیدم حرف های پدرشوهرم واقعیت نداشته...


ولی هنوز با کوچکترین چیزی به هم میریزم... دلم می خواد خودم رو بکشم.... 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز