اگه قضیه احمد ذوقی رو میدونی خاطرمو بخون...
همین سه چهار روز پیش داشتیم از مسافرت برمیگشتیم تو ماشین من بودم و ابجیم و دامادمونو داداشم بعد پلیس نگهمون داشت میخاست جریمه بنویسه داداشم رفت نزاشت بعد اومد گفت اینبارو باید زبونی راضی کنی جریمه ننویسن منم بلند گفتم آره با زَبان