2777
2789
عنوان

خسته شدم بخدا

424 بازدید | 21 پست

یعنی چی چون بحثمون شده ول کرده رفته تو پذیرایی؟

بهش میگم چیکار میکنی بیا بخواب

میگه نمیخوام همینجا میخوابم عین بچه میمونه

بهش میگم اینجا بدنت درد میگیره میگه به درک وقتی حرفم پیشت ارزش نداره همینجا میخوابم

تو عمرش یه جا خواب عوض نکرده بود که اینم یاد گرفت

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مگه چه حرفی زدی

هیچی به زور میخواد منو ببره جایی که نمیخوام برم

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌
پاشو تو جاتو ببر تو پذیرایی😂😂

فک میکنه کوتاه اومدم

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌
بدم از مرد قهر قهرو میاد ب زور ببرش 

نمیاد خیر سرش میخواد مجبورم کنه قبول کنم

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌
خوب مگه کجاست که نمیری

مسبب بدبختی هام. عروسی خواهر شوهرمه

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌
ببین هرکس از کسی هم بدش بیاد نمیشه نری پیششون که،اگر بدن یا هرچیز تو خودتو بده نکن تورو خوب باش ولی ...


بیشتر از این چیزاست بچمو از دست دادم این وسط

بعضی وقتا با اینکه تو اوج خوشبختی هم نیستی میگی خدا رو شکر باز آرامش دارم یهو یه اتفاقی کل زندگیتو زیر و رو میکنه انقدر که فاصله امروز و دیروزت اندازه یه روز نیس میشه اندازه یه عمر تلاش میکنی که برگردی به اون زندگی سابق که بگی مهم نیس میگذره ولی نمیشه درد یه جوری ریشه میکنه تو وجودت که خودتم یادت میره یه زمانی خوب بودی..‌

حالا نمیدونم جریانتون چیه ولی به شوهرت بگو فکرکردم یکم درسته خواهرت مثلا یه رفتارایی داره یا یه کارایی کرده دلم شکسته و هرچیزی که خودت میدونی انجام داده رو بگو من تو زندگیت نیستم بعد بگو میریم چون عروسب خواهرته اما ازمن انتظار نداشته باش عین قبل باشم و..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  15 ساعت پیش
توسط   aypari  |  17 ساعت پیش