میدونم این تاپیک میترکه ولی اگه حرفمو نزنم خودم میترکم
دیشب تو اینستا داشتم همینجوری الکی میچرخیدم
یه کلیپ دیدم که دوتا هم جنسباز داشتن باهم حرف میزدن
اونیکه گی بود از لزبین پرسید شما چجوری ارضا میشین دختره داشت توضیح میداد وسط حرفاش گفت اگه طرفت رو دوست داشته باشی زیاد به ارضا شدن فکر نمیکنی همون عشق بازی که دارین از لحاظ روحی و روانی و همه چی ارضات میکنه
( اگه طرفت رو دوست داشته باشی)
چقد جمله تامل برانگیزی
واسه من مث تلنگر بود
راست میگه
من با عشق ازدواج نکردم
اصلا احساسی وسط نبود
فقط عقل
همسرم ادم بدی نیست ولی ما عاشق هم نیستیم اولشم نبودیم
انگار اصلا حسی بینمون نیست
فقط داریم کنار هم یه زندکی مسالمت امیز رو پیش میبریم
نه لحظه رومانتیکی
نه احساسی
هیچی
طلاق عاطفی نیستیم اشتباه نکنید
اما زندگیمون احساسی درش جاری نیست
من تازه فهمیدم ازدواج با عشق چقد مهمه
شاید الان بگید چرا با عشق ازدواج نکردی چرا منتظر نموندی یکی که عاشقته بیاد
اونی که عاشقش بودم منو ول کرد
شرایط خانوادمم جوری نبود که بیشتر از اون بتونم مجرد بمونم
کسی بهم نمیگفت جامونو تنگ کردی
اما بابام همش تو فکر شوهر دادنم بود
منم از اون محیط به خاطر وجود بابام خوشم نمیومد
مجبور بودم
همسرم موقعیت عالی داره اومد و من جواب مثبت دادم
فکر میکردم عشق به وجود میاد ولی نه تنها به وجود نیومد بلکه دوتامون تبدیل به ربات شدیم
همیشه من میرم طرفش
هم به خاطر رابطه هم احساس
من تشنه محبتی هستم که هیچوقت بهم نشد و نخواهد شد
حسرت یه زندگی عاشقانه به دلم موند
اینا رو همه گفتم که بگم پول همه چیز نیست
اگه مجردی اگه یه دکتر اومد خواستگاریت ولی به دلت ننشست ردش کن بره
این دل لامصب اگه از همون اول از کسی خوشش نیاد داغونت میکنه......
مرسی که به حرفام گوش کردید
فقط اینجا میتونستم بگم