من از طرح خونه داداشم و محلش خوشم میومد یه بار خواب دیدم با بلوز شلوارم بابام جلوی در خونه داداشم منو ازماشین پیاده کرد گفت باقیشو پیاده برو گفتم علی رو حجاب حساسه شمام دارید بامن لج میکنید چجوری برم اومدم خونه بغلی داداشم رفتم توی خونه
الان همون خونرو خریدیم و نزدیک پدرمادرمم هرازگاهی دخالتشون باعث اختلافم میشه