2777
2789
عنوان

شوهر عجیب!!!

470 بازدید | 27 پست

شوهر من هر وقت که برادر خواهراش یا پدرو مادرش حتی زن داداشش یا کلا هرکدوم از اقوام و دوستاش کنارمون هستن خیلی خوشحاله باهاشون بگو بخند و تعریف و گرم و صمیمی خیلی بهشون اهمیت میده توجه میکنه اما وقتی خودمون تنهایم نه بامن حرف میزنه نه واسم تعریف میکنه نه شوخی نه هیچی نه توجه اصلا منو جدی نمیگیره خیلیی ناراحتم ،نگین تو باهاش حرف بزن کلا با من یه جوریه من هرچی سعی کردم باهاش صمیمی بشم اون با بقیه صمیمی تره اولا اعتراض میکردم اما الان دیگه خسته شدم خیلی احساس تنهایی میکنم از روز اول همین شکلی بوده باهام ۴ ساله

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

شوهر مننم همینطوریه ...

زندگی بافتن یک قالیست.نه همان نقش و نگاری که تو میخواهی...نقشه را اوست که تعیین میکند....تو فقط بافنده ی خوبی باش...نقشه را خوووووب ببین...نکند آخره کار قالی زندگی ات را نخرند!!❤️
بنظر من همینا که گفتیو به خودش بگو تاحالا بش گفتی

دیگه خسته شدم خیلی بهش گفتم فکر میکنه من میگم با بقیه بد باش در حالی من میگم با منم خوب باش مثل بقیه واقعا احساس سرخوردگی میکنم

من خیلی بدم میاد موقع قهرکردنا توآشتی پیش قدم بشم ادم یکمی باید غرورشو له نکنه چ خبره اینقد مردسالاری اوناهم یه زحمتی ب خودشون بدن همیشه زنا بایدغصه بی محلیشونو بخورن

من خیلی بدم میاد موقع قهرکردنا توآشتی پیش قدم بشم ادم یکمی باید غرورشو له نکنه چ خبره اینقد مردسالار ...

 

من که دیگه هیچ محلش نمیزارم مثل خودش ولی خوب این دیگه چه زندگیه اه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز