شوهرم اعتیاد داشت ۲ ساله باهاش ساختم همه امیدم این بود بهم متعهده . با بداخلاقیاش بی مسئولیت بودنش کنار اومدم دیروز فهمیدم بهم خیانت میکنه نه با یه نفر با زنای خراب میخوابه ... ۲۶ سالمه درس خوندم قیافم خوبه ولی شوهرم از لحاظ قیافه پایین تره ولی من اصلا تو قیافه نبودم . رفته پیش دوستاش گفته من زنم اون چیزی ک میخواستم از لحاظ قیافه نیست من دنبال قشنگترش بودم . واقعا نابود شدم حالا مامانم گفته اصلا اخلاقتو عوض نکن تا بریم مهریتو بزاریم اجرا تا نفهمه برا ماشینو اینارو بزنه ب نام مادرش . چقدر بهش محبت کردم . چقدر زندگیشو نگه داشتم چقدر ب خودم رسیدم .. چقدر دلم برای خودم میسوزه . برام دعا کنید بتونم ازش جدا بشم و دلم آروم بگیره