1619
1605


شكسته شكسته نتوان گفت

ولی یقین دارم

دلم ترک خورده،

ندانم این چه داغی، داغ

بر این شكسته حک خورده

شناسم آن و نتوان گفت

كه از كدام دستی

بر این غریب پیر غمگینم

چنین به شلاقی، مهیب و آتش بار

كتک، كتک، كتک خورده

ولی یقین دانم

دل درون شكسته ام ترک خورده

گلی، نه برگ گل، نازک

چگونه وز كدام دست بیرحمی

چنین چو رگباری، ز مرگ یا تگرگ آسان

ز هر دو سو چو باران تند

چكاچكا و چک خورده

بر او چو داغ ننگ

- اگرچه مثل ژاله پاک و بیرنگ است

چو مهر بی ننگ است –

بر او چو روی رنگیان و ننگیّان

هزار و صد هزار لک خورده

چرا دلم چنین زهر كلک سوار، دزد دریاها

لت و كتک خورده؟

نمی توان شكسته شكسته ها خواندش

ولی یقین دارم

ز دست بی همه چیزان

دلم ترک خورده، هزار و بیش از آن

كتک، كتک، كتک خورده

ترک، ترک، ترک خورده

رنگ در رنگ و‌ به هر رنگ هزارانش طیف           نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1634
1633
1426
1640
1479
1646
1617
1623
1462
29
1636