من قدم حدود ۱۵۸ هست . شوهرم یه زندایی داره که شهرستانن و من تا به حال ندیده بودمش یه دخترم داره که حدود ۵۰ و خرده ای سالشه قدش حدود ۱۴۰ هست و یه پاش هم لنگ میزنه و خیلیم چاقه ازدواج هم نکرده . ما مثلا اومدیم احترام بزاریم با شوهر و مادر شوهرم رفتیم خونشون با زبون روزه سر بزنیم بهشون . از اول که نشستیم زنداییه شروع کرد که فلانی دیروز از دور که دیدمت با زنت هی با خودم گفتم فلانی چرا با این دختره انقدیست (با دستش یه ارتفاع کوتاهی رو نشون میداد) مادر شوهر و شوهرم هم هیچی نگفتن . بعد منبرگشتمگفتم زندایی زن باید ریزه میزه باشه و سعی میکردم حرف رو عوض کنم ولی اون دوباره حرفش رو تکرار میکرد . آخرش هم که اومدیم کفش بپوشیم بهش گفتم زندایی منم هم قد شمام اگه من کوتاهم پس شما هم کوتاهی بعد گفت نه تو کفشت پاشنه داره حالا من کتونی پام بود . زمانی که اومدیم تا چند ماه خود خوری میکردم به شوهرم میگفتم تو چرا هیچی نمیگفتی میگفت من از اون حجم از بیشعوری دهنم قفل شده بود . کاش جلو مادر شوهرم نمیگفت . مطمئنم دفعه بعدی بازممیگه به نظرتون چی جوابش رو بدم دلم خنک شه