2777
2789
عنوان

حرف زنهای حسود

155 بازدید | 11 پست

من وزنم همیشه مابین ۵۷ الی ۵۹ قدم ۱،۷۰ یه زن حسود جلوی شوهرم دوبار گفت اه چیه لاغری پوست و استخوانی ، از اونروز برای چند ماه همش فکر میکردم شوهرم از هیکل من خوشش نمیاد و جلو شوهرم ضایع شدم تازگی به خودم امدم و حرف اونو فراموش کردم و الان همش حرص میخورم چرا اصلا انقدر ناراحت حرف اون بودم 

منم ۱۷۰ ام

وزنم

۶۰ ۶۱

مهم اینه خودت راضی باشی

ولی کلا سایز سینه و ب اسن زن اگه کم باشه و لاغر باشه وجهه قشنگی نداره


مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من قدم حدود ۱۵۸ هست . شوهرم یه زندایی داره که شهرستانن و من تا به حال ندیده بودمش یه دخترم داره که حدود ۵۰ و خرده ای سالشه قدش حدود ۱۴۰ هست و یه پاش هم لنگ میزنه و خیلیم چاقه ازدواج هم نکرده . ما مثلا اومدیم احترام بزاریم با شوهر و مادر شوهرم رفتیم خونشون با زبون روزه سر بزنیم بهشون . از اول که نشستیم زنداییه شروع کرد که فلانی دیروز از دور که دیدمت با زنت هی با خودم گفتم فلانی چرا با این دختره انقدیست (با دستش یه ارتفاع کوتاهی  رو نشون میداد) مادر شوهر و شوهرم هم هیچی نگفتن . بعد من‌برگشتم‌گفتم زندایی زن باید ریزه میزه باشه و سعی میکردم حرف رو عوض کنم ولی اون دوباره حرفش رو تکرار میکرد . آخرش هم که اومدیم کفش بپوشیم بهش گفتم زندایی منم هم قد شمام اگه من کوتاهم پس شما هم کوتاهی بعد گفت نه تو کفشت پاشنه داره حالا من کتونی پام بود . زمانی که اومدیم تا چند ماه خود خوری میکردم به شوهرم میگفتم تو چرا هیچی نمیگفتی میگفت من از اون حجم از بیشعوری دهنم قفل شده بود . کاش جلو مادر شوهرم نمیگفت . مطمئنم دفعه بعدی بازم‌میگه به نظرتون چی جوابش رو بدم دلم خنک شه

وای امان از اینکه ادم بلد نیست جواب بده 

اره واقعا .بعد ۲ سال با تاپیک شما بهم یاداوری شد الان تا چند ماه دوباره خودخوری میکنم عید هم احتمالا میریم شهرستان دوباره باید ببینم این ادم بیشعور رو باید یه جوابی واسش پیدا کنم نمیشه اینجوری 

تا حالا بهت گفتن لاغری چاق شو 

فقط مادرشوهر دنیاندیدم میگه!!

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792