حدودا اوايل سال پسر عموم اومد خواستگاريم و من رد كردم بدون اينكه اصلا حرف بزنم باهاش بعد حالا چند شب پيش يكي از استوري هاي منو ريپلاي كرد و من هم چون از جوابم پشيمون بودم حرف رو طولاني كردم از اون شب هرروز به من پيام ميده اما نه خيلي جدي و نه خيلي طولاني همين فرستادن پست هاي اينستا و اينا ولي خب بينش حرف هم ميزنيم
حالا امروز سر حرف كار شد و من گفتم چقدر تام كاريت زياده و اونم گفت زندگي خرج داره منم گفتم چرا مثل مرداي زن و بچه دار خرف ميزني كه يهو برگشت گفت فكر ميكني ماشينم از كجا اومده خودم خريدم
ايا اين عاديه و فقط خواسته بگه من دارم تلاش ميكنم يا از عقده اون زمان بوده يا چي؟