2777
2789
عنوان

دلم گرفت😔

| مشاهده متن کامل بحث + 714 بازدید | 80 پست

بعد ک من میرفتم شهرستان ب خانوادم سر بزنم، میومد خونه مامانم. لباسشو درمیاورد دستشو میذاشت رو شکمش، رو کمرش. بعد ب من میگفت حاملگی خیلی سخته. دارم اذیت میشم. میگفت عین یه ماهی لیز میخوره و...

منم میگفتم خدا حفظش کنه. ایشالا سالم و سلامت به دنیا بیاد. 

من مهرماه ک حامله شدم، برگشت بهم گفت حامله نیستی. احتمالا رحمت اومده پایین بی‌بی‌چکت مثبت نشون میده. وگرنه تو ک نازایی داشتی. 

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هیچی نگفتم. گفتم اشکالی نداره. اون موقع ک من حامله بودم، اونا نمیومدن خونمون. زنعموم واسه دخترش سیسمونی نمیگرفت. اما همین ک من سقط کردم اومدن پیشم. دخترعموم ک میگفت دیدی گفتم حامله نیستی مشکل داری؟ 

بابلم گفته اسم پسرمو بذاریم فرقان. تو میخ.استی اسم بچتو چی بذاری؟  اخی نفهمیدی ک دختره یا پسره

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔

خدذ شاهده، خدا شاهده لحظه‌ای حسادت نکردم. من اون روزا تو رخت خوال افتاده بودم. زنعموم برای دخترش سیسمونی خرید اورد خونمون. زیر مبل قایمش کرد ک مثلا من نبینم. یکی نیس بهش بگه اگه میخواستی من نبینم، واسه چی اوردی خونمون؟ اگه میخوای ببینمش چرا داری قایمش میکنی؟ 

چرا وقتی حامله بودم سیسمونیشو نمیخریدی بیاری ببینم؟ الان ک سقط شده...

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
خب اون حسوده تو چرا خودتو درگیر اون کردی

ببین چطور رفتار کردن. ادامشونو بخون

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔

من برگشتم تهران. کاری به اون ندارم؛ ولی خدا شاهده فقط یه چند لحظه از ذهنم عبور کرد ک واسه چی اون رفت کربلا اومد، بچه اون سالم موند، من از تهران رفتم اردبیل، بچه من سقط شد؟ بعد گفتم خدا شیطونو لعنت کنه. چرا این فکرها اومد تو ذهنم؟ 

حالا هر کدوم از فامیلام مامانمو میبینن میگن 

دیدی فلانی چه خوشگل شده؟ خودش خوشگله پسر تو شکمشم خوشگه.

دیدی چه سیسمونی گرفته؟ ماهه ماه! 

از طلا ک خوشبختی ب عمل نمیاد. فلانی الان حامله‌س. خونه داره، ماشین داره. بچش پسره

یکی نیس بهشون بگه فلانی با پولی ک خونه خریده، تو تهران حتی نمیتونست یه خونه پنجاه متری اجاره کنه

فلانی ماشین داره، باهاش مسافرکشی داره. ماشین ما افتاد تو دره، به فنا رفت. صدقه سرمون


دلم گرفته. نمیدونم من حسودی کردم ب دخترعموم ک این شده حال و روزم؟ حق ندارم ناراحت بشم؟ مگه من چیکار کردم؟ مامانمو اونطور اذیت میکنن، مامانم تلفنی بع من میگه، یهو نفرینش میکنه. سرش داد میزنم میگم فلانی رو نفرین نکن شانس نداریم میفته رو سر خودمون

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
[QUOTE=119987751]خب اون حسوده تو چرا خودتو درگیر اون کردی[/QUOTEظاهر قضیه که میگه اون خودشو درکیر ای ...

خب نباید برای ایشون مهم باشه حساسیت نشون بده 

حالا بزاره رو حساب مشکل روانی داشتن طرف

خدای من🌼تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم 
زودتر بذار عزبزم

تموم شد

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔

الانم میخوام گریه کنم، اما یه بغضی تو گلومه. انگار داره خفه‌م میکنه. 

ب خدا به یکی شماتت کنن خوب نیس. شاید خدا صلاح نمیدونه ب یکی بچه بده. شاید میخواد وضعشون بهتر شد بهشون بچه بده

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
باور کن خیلی ها مشکل دارن 

مشکلی با کسی ندارم. فقط دلم داره میترکه

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792