خب پس با استعدادی
منم مثل شما هر وقت از هر عروسی ای میومدیم کار من این بود ادای هر کس رو در بیارم
یکی از پسرای فامیل تازه نامزد کرده بود ، بعد عروسی جمع شدیم خونه عموم و من کلا یادم رفت نامزد طرف همرامون اومده
یهو گفتم بچه ها بچه ها رقص سعید .. و شروع کردم اداشو در آوردن
حالا هرچی همه چشم و ابرو میومدن نمیفهمیدم 😅😅😅
یهو به خودم اومدم کلی نامزدشو قسم دادم که تورو خدا به شوهرت نرو نگو 🤦♀️🤦♀️