من ۳۷ سالم و شوهرم ۴۰ ساله هر دو کارمند با حقوق خوب.زندگیمونم خوبه بد نیست.یه دختر ۸ ساله دارم تصمیم گرفتیم به بچه دوم با اصرار من و دخترم پارسال همسرم راضی شد چون پسر میخواست هر دو رفتیم زیر نظر و رژیم و ... دو بارم iui کردیم که نشد.
همسرم یه سری اخلاقای بد داره مثلا زود عصبانی میشه یا مثلا نسبت به نیت و کارهای من سو نیت داره با وجودی که همه من و به نیت خوب برا همه میشناسن حتی خانواده اش که خیلی دوستم دارن.
این رفتاراش جدیدا خیلی بیشتر شده و اذیتم میکنه.منم سنم کم نیست و حوصله قبل و ندارم تو خونه داری و بچه داری تقریبا هیچ کمکی نمیکنه و من طبق توافق ابتدای زندگی تو خونه خرج میکنم.
امشب بهش گفتم دیگه از بچه دوم منصرف شدم چون سیکل پر خطریه و منم سنم کم نیست حوصله و توان قبل و ندارم تو هم این رفتارها رو داری که من و اذیت میکنه و نمی خوام بیفتم تو یه کاری که بعدش بگم پشیمونم از انجامش.
همین و که داریم به سرانجام برسونیم بسه.
خیلی ریلکس گفت من که تغییر نمی کنم نظر من اینه که یک به خانواده هر دو طرف می گی که تو بچه نمیخوای بخاطر اخلاق من دوم اینکه من اگه یه زمانی دلم بچه خواست شایدم هیچ وقت نخواستم میرم زن می گیرم .باید این و تعهد بدی بهم منم گفتم باش بگیر.
اینا رو جهت درد و دل گفتم ناراحتم از این همه بی مهری ...