2777
2789
عنوان

خاطره

207 بازدید | 6 پست

هرکی خاطره خنده داریا جالبی  داره تعریف کنه 

امضامو تااخر بخون😁کبوتر با کبوتر باز باران با ترانه میخورد بر بامش بیش برفش بیشتر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور خربزه با پوست موزو میندازی زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میره !! بیا یه بازی 😁                                                                                        ریپلای کن  بگو چه امضای باحالی داری اونوقت یه نفر نظرتو میخونه و میاد امضای منو ببینه و میبینه خبر خاصی نیست. در واقع ما موفق شدیم یکیواسکل کنیم😂😂‌‌    

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷


یه بار رفته بودیم پیاده روی (جون خودمون)

منم با آرایش و کفشهای پاشنه بلند همچو آهو خرامان قدم برمیداشتم در کنار همسرم، و داشتم به آینده می اندیشیدم؛

بحثمون داشت به جاهای زیبائی کشیده میشد و جاهای حساس و باحال!😍

امّا ازونجائی که همیشه چیزی یا کسی بی موقع وارد ماجرا میشه و همه چی رو خراب میکنه؛
یهو پاشنه ی کفشم تَرَق، در رفت‌.😲

(اصلا این کفشا همیشه باهام مشکل داشتن و از من بدشون میومد، آخه اون موقع که خریدمشون، زیاد با فروشنده برای ارزونتر خریدنشون چونه زدم، و بالاخره با نازلترین قیمتِ ممکن خریدمشون)

ولی حالا لحظه ی انتقامش از من فرا رسیده بود، اصلا تو نگاهش حرف بود؛
داشت به زبون بی زبونی میگفت، شادی!
یاد اون روز افتادی؟

آقا چشمتون روز بد نبینه، یهو پام پیچید و از آسمان رؤیام سقوط کردم به جوبِ آب.

همسرم هم نامردی نکرد، تا جا داشت بهم خندید.😁😁

منم از خرامان خرامان راه رفتن، به لنگان لنگان قدم نهادن تغییر کاربری دادم.

آقا سرتونو درد نیارم؛

همینطور شوهرم داشت سرزنشم میکرد و طعنه میزد که دختر مگه نمیتونی مثل آدم راه بری؟😐

منم تو دلم میگفتم چقدر بیشعوره این!

تو همین اثنا یهو دیدم شَتَرَق ( که به مراتب صدای مهیب تری داشت) الان فکر کردین که اون یکی پاشنه ی کفشم در رفته؟
باید بگم که کاملا در اشتباهید،
چون
سر شوهرم خورد به صندوق صدقات کنار خیابون!

و حالا نوبت هنرنمائی من بود؛

بهش گفتم میخواستی خودتو بندازی صندوق چشم نخوری؟

بهش خندیدم، آی خندیدم.😂

دیگه تصمیم گرفتیم تا کشته ندادیم، به پیاده رویمون خاتمه بدیم.😊

رنگ در رنگ و‌ به هر رنگ هزارانش طیف           نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
تو اینستا بار اولم بود یکی گفت بیا دایرکت رفتم دم در هرچی وایستادم کسی نیومد😐 فان#  

اخرشو نمیدونم چرا نفهمیدم چیشد  

امضامو تااخر بخون😁کبوتر با کبوتر باز باران با ترانه میخورد بر بامش بیش برفش بیشتر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور خربزه با پوست موزو میندازی زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میره !! بیا یه بازی 😁                                                                                        ریپلای کن  بگو چه امضای باحالی داری اونوقت یه نفر نظرتو میخونه و میاد امضای منو ببینه و میبینه خبر خاصی نیست. در واقع ما موفق شدیم یکیواسکل کنیم😂😂‌‌    
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز