2777
2789
عنوان

دلم شکسته....

| مشاهده متن کامل بحث + 1396 بازدید | 65 پست
سانازی چند بار از این کارا کرده اول میگه باشه بعد می زنه زیرش ،دعوامون میشه بعد که کلی ناراحتم می کنه قبول میکنه....دیگه از این رفتارش خسته شدم...مثلا
سر مشاوره رفتن اول گفت نه....بعد که کلی دعوامون شد بعد میگه باشه برایم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

sanam صنم
چند بار از این کارا کرده اول میگه باشه بعد می زنه زیرش ،دعوامون میشه بعد که کلی ناراحتم می کنه قبول میکنه....دیگه از این رفتارش خسته شدم...مثلا
سر مشاوره رفتن اول گفت نه....بعد که کلی دعوامون شد بعد میگه باشه برایم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
صنم رفتی؟
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
sanam صنم
چند بار از این کارا کرده اول میگه باشه بعد می زنه زیرش ،دعوامون میشه بعد که کلی ناراحتم می کنه قبول میکنه....دیگه از این رفتارش خسته شدم...مثلا
سر مشاوره رفتن اول گفت نه....بعد که کلی دعوامون شد بعد میگه باشه برایم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
تارا جون منم دقیقا شرایط تو رو دارم . متاسفانه ما یه کم حساسیم. نامزد منم وقتی زیاد گیر میدم(از نظر ما گیر نیست ولی واسه اونا گیر دادم محسوب میشه) تهدیدم میکنه نزار یه جور دیگه برخورد کنم و ......منم حسابی کفری میشم. ولی یه کاری کن اولا به حرف صنم گوش بده این سری زنگ زد کینه رو بزار کنار بگو باشه. رفتی اونجا بهش آرامش بده بزار سمینارشو خوب بده. سعی کن بهش با تو بودن خوش بگذره اونجا و کاملا مطیع باش و همه چیزو فراموش کن. بهدش که سمینار به خوبی و خوشی تموم شد. خستگیشم در رفت بشین مفصل بدون نق بدون بغض بدون گریه کاملا منطقی صحبت کن و حرفاتو بزن حتی یه جاهایی هم شوخی شوخی حرفاتو بزن ولی یه جوری نه که فکر کن دوباره حساس شدی و موقعیت کاریشو درک نمیکنی. مطمعن باش حتی اگه به کلام نگه تو عمل پشیمونیشو می بینی. باورت نمیشه من 5 روزه آروم شدم قبلش یه مسائلی تقریبا مثل تو داشتم و چون دلم پر بود ادامه می دادم. ولی نشستم با خودم فکر کردم دیدم خب اونم بخاطر من داره میره سرکار و سعی کردم شرایطشو درک کنم .... الان جوری شده که هردوتامون آرامش داریم.
حواستم باشه شاید نزدیک پریودته انقدر حساس شدی
چشم بسته هم میشود راه رفت وزمین نخورد…اگر دستت در دست خدا باشد . . .
ببین عزیزم بعضی از مردا خیلی غرق کار و مسائل خودشونن. و خب طبیعیه که چون زن و زندگی نداشتن چیزی هم از زن داری نمی دونن . خودت باید یا سیاست کم کم یادش بدی که باهات چه جوری برخورد کنه. مثلا به نظر من روی دو تا چیز خیلی دقت کن .
1-یکی اینکه با هم قرار بزارین که یا قولی به هم ندید یا اگه یه قراری گذاشتین حتما انجامش بدید. مثلا الان از همین موقعیت که پیش اومده استفاده کن و مسیر دعوا رو به یه سمت سازنده سوق بده. یعنی بگو بهش که من صرف اومدن یا نیومدن به سمینار برام خیلی مهم نبوده ، مهم قراریه که بینمون بوده و من دوست ندارم شما هیچ وقت نسبت به من بد قول باشی و زیر حرفت بزنی. دوست دارم مردونه پای قول و قرارت وایسی.
چون اینجوری حالت بچگانه ایه که تو ، واسه یه سمینار رفتن یا نرفتن به اصطلاح قیصریه رو به آتیش بکشی. و ضمنا خیلی هم بده که زن و شوهر به جایی برسن که واسه هر کاری تا دعوا نشه به نتیجه نرسن. شاید این واسه سالهای اول زندگی جواب بده ولی کم کم به بی تفاوتی و خستگی منجر میشه.
2- اینکه خودت هم توی مسائلی که اونقدر هم مهم نیستن زیاد اصرار و پافشاری نکن. مثلا اگه من بودم بیشتر از اینکه زورمو بزارم که با شوهرم برم سمینار سعی می کردم بکشونمش توی کارای عقد و عروسیمون. ولی اگه واقعا درگیره و راهی غیر از این نداره و مجبوره که به کارای دانشگاهش رسیدگی کنه شاید هم تو باید درکش کنی.
ولی به هر حال الان که اینقدر خواهش و تمنا کرده و پشیمونه روشو بیش از این زمین ننداز و باهاش آشتی کن. فعلا هم وقتی آشتی میکنی حرف و بحث و جدل راه ننداز اول بذار یکم رابطتون به صلح و آرامش برسه . با هم خوش و شاد بشید . باهاش برو سمینار رو و خیلی هم ساپورت و حمایتش کن. بعدا سر فرصت توی یه موقع مناسب که سمینار هم تموم شده و هیچ استرسی نیست و فکر اضافه ای هم نداره بهش بگو که همیشه دوست داری هر وعده ای از جانبش می شنوی اجابت بشه.
می دونم ممنونم....اما فکر نکنم برم سمینار چون غرورم جریحه دار شده..3 بار گفتم منم میام با این که خودش باید دعوتم می کرد و نکرد...و این که بعد دعوا به این مفصلی ،دیشب نخوابیدم بعد امروز میگه برات آژانس می گیرم بیا کلی هم خواهش می کنه.....چرا این حرفارو دیشب یا هفته پیش نگفت قبل از دعوا...اگه می خواستم ناراحت بشم باید از این که بهم تعارف نزده ناراحت می شدم.....صنم بچه ها ممنون از راهنماییتون
صنم زیاد اهل حرف زدن نیست اتفاقا بهش گفتم از این که زیر حرفت می زنی یا اینکه حتما باید دعوا بشه،کوفت بشه تا یه چیز معمولیو قبول کنی ناراحتم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
عزیزم خودتو ناراحت نکن. الان هم خسته ای دیشبو نخوابیدی برو استراحت کن. بعد از خوابت تصمیم نهاییت رو بگیر. فقط یادت باشه ما زنا آخرش خیلی احساساتی هستیم و بعدا که با خودمون کنار اومدیم طرف رو می بخشیم و غرورمون رو کنار میزاریم. پس چه بهتر که وقتی این اتفاق بیفته که موقعش هست یعنی منت کشی انجام شده. نه به صورت خود جوش ! ... برو عزیزم استراحت کن و نگران نباش. در کل قضیه خیلی مهم نیست. مشکلات بعضی از بچه های سایتو بخون میبینی که مردم توی زندگیاشون با چه تلخی هایی دست و پنجه نرم می کنن... فعلا بای گلم... منم برم
صنم عزیز
خیلی دوست دارم از این سیاست هایی که می گی یکم توضیح بدی گلم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
صنم عزیز
خیلی ممنون گلم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
در نهایت همایش نرفتم....دیروز 2 بار دعوای شدید با هم کردیم.....تا حدی که بهش گفتم به هم بزنیم.....در نهایت آشتی کردیم...ولی هنوز از دعوای دیروز ناراحتم...حالم گرفته به نظرتون دعوای شدید دیروز باعث می شه که رابطه سرد بشه..راستش احساس می کنم زیاده روی کردم....بهش گفتم دروغ گویی....تعهد نداری...بهت اعتماد ندارم.....بچه هااااااااااااااا
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792