من هفته ۳۷ بارداریم ، دکترم گفته این روزای آخر یکی پیشت باشه بهتره ، من هر روز خونه مامانمم امروز خونه موندم چون مامانم وقت دکتر داشت حالا شوهرم به جای اینکه امروز که خونم پیش من باشه رفته خونه خواهرش گفتم بزار روزی برو که خونه مامانمم ، گفت نه میرم ۱ ساعتها برمیگردم الان دو ساعت و خورده ای رفته از خونه خواهرش زنگ زده گوشیو میده به من با خواهر زاده اش حرف بزنم و به جای اینکه بیاد خونه رفته با خواهر زاده اش بازی میکنه خیلی لجم گرفت و حرصی شدم ازش ، بهش گفتم مگه قرار نبود سر یه ساعت خونه باشی چرا نمیای قطع کردم الان دوباره بعد نیم ساعت زنگ زدم تازه داره بلند میشه بیاد اصلا اعصابمو خورد کرده ، خود خواهرش اجازه نمیده شوهرش تنها سمت خانوادش بره بعد شوهرم منو ول میکنه تنها میره خونه خواهرش