2777
2789
عنوان

درد دل .

38 بازدید | 2 پست

سلام .کسی بوده مث من باشه؟ 

من از خانواده خودم دورم. تنها کسی که دخترم  اینجا داره یه عمه و یه مادر بزرگ و پدربزرگه .

نمیگم که باهاش خوب نیستن و دوسش ندارن . نه .ولی بهش کم اهمیت میدن. نمیبیننش . گاهی میفهمم که فلان توجهشون ففط برا حفظ ظاهر و ناراحت نشدن منه.

هر چی به بچه من کم اهمیت میدن ، به نوه دیگه شون یعنی بچه خواهر شوهرم اهمیت زیادی میدن.

اوایل نمیتونستم تحمل کنم . بنظرم باید یکسان نگاه کنن.بعدا فهمیدم و بهم رسوندن که بچه دختر همیشه عزیزتر و نزدیکتر بوده به مادر بزرگ پدر بزرگ.

میدونم نمیتونم شرایطو عوض کنم. ولی بعضی وقتا احساس غریبه بودن و حقارت میکنم. 

مثلا ما میریم یکم سلام علیک با بچم میکنن.اونا میان بغلش میکنن قربون صدقش میرن بهش کلمه یاد میدن تکرار میکنن براش.کلا که یه سره بغلشونه. شعر براش میخونن.بعد تصور کنین من و بچم همونجا نشستیم. خیلی حس بدیه...

چکار کنم ؟ نمیخوام اعتماد بنفسم بیشتر از این از بین بره

بماند بحثایی که بخاطر این با همسرم کردم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز