2821
2789
😂😂😂 وای من هنوز دوتا از برادر شوهرام مجردن😭

خواهر سر درددلم باز شده بذار برات بگم😂😂😂

اوایل ازدواجم همین جاریم میخواستن بیان خونه(هنوز نیومده بودن طبقه پایینمون)خواهرشوهرم زنگ زد گفت دست و پاتو جم کن که اگه چیزی ازت دید میره میگه

گذشت و یه بار عروسی دعوت بودیم،منم تازه بعد چن روز از خونه مامانم اومده بودم شوهرم حسابی خونه رو شلوغ کرده بود منم میخواستم زود اماده بشم بیشتر به هم ریخته شد چون هی برادرشوهرم میگفت زود باشید دیگه

یهو خواهرشوهرم اومد بالا گفت مگه بهت نگفتم همیشه جلوش خونتو جم کن تا هیچی نگه😐

فرصت نشد بپرسم چی گفته خدا میدونه چه حرفایی پشت سرم زده

بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ولی خوب قبلش واسم گوشی خریده بود امااااا واسه تولد زن داداشش ک اگه یطوری بشه و یکاری کنه فوششش میده انقدو لجشو داره اینکارارو میکنه هیم میگف  واسه دلخوشی داداشمه ب اون چیکار دارم من اما اخرش چی من ک دیگه از ذهنم نمیره کلن خانوادگی یکاراییو در حقم نکردن ک هر کارم کنم نمیتونم فداموشش کنم

جان جانانم که هم جانی و هم جانان من😍برا سلامتیم یه صلوات میفرستین خاله جونیا😘😘 منم براتون تو شکم مامانیم دعا میکنم🤲😇خدایا شکرت😊

یه بار سبزی خوروش گرفته بودیم هردومون،شبش اومد بالا یکم وایساد بعد گفت منم سبزیامو آخرشو با دست خرد کردم سبزی خرد کنم داغ میکرد😑😑حالا منم اصلا نگفته بودم میخوام سبزیامو بیارم خرد کنما از ترسش زودتر اومد ردم کرد و رفت😑

بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤

هنوزم هست ولی بسه دیگه سرتو به درد اوردم😂😂😂

بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
ای فوضول😂ببین دیگه چیا رفته گفته پشت سرت 

جهنم اینقدر بگن تا بترکن😁

بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
ولی خوب قبلش واسم گوشی خریده بود امااااا واسه تولد زن داداشش ک اگه یطوری بشه و یکاری کنه فوششش میده ...

جاریم یه کارایی کرده الان شوهرم برگشته میگه به من چه فامیل خودته من باهاش نسبتی ندارم😂😂😂

 حالام ک حاملس ک دیگه هیچی شده اتول خان واسه خودش هروز زنگ میزنه خونه مادرشوهرم فلان چیزو هوس کردم میاد مام مجبوریم بریم بالا همین حالام دارم میرم بالا اومده خونه مادرشوهرم شام 

جان جانانم که هم جانی و هم جانان من😍برا سلامتیم یه صلوات میفرستین خاله جونیا😘😘 منم براتون تو شکم مامانیم دعا میکنم🤲😇خدایا شکرت😊

من تپلم خوب بعد یکی از همسایه های مامانجونش ک فامیلمونه اونده بود ب مامانم میگف تورو خدا بگو لاغر کن پشت سرش خیلی حرفه قششنگ مشخص بود رفته چیا واسشون گفته دخترم پنج سالشه راه میره میگه زن عمو تو چقد چاقی قششنگ مشخصه ها دغدغش منم انگار چون من ک از قیافه خیییلی ازش سرم فقط هیکلم نامیزونه

جان جانانم که هم جانی و هم جانان من😍برا سلامتیم یه صلوات میفرستین خاله جونیا😘😘 منم براتون تو شکم مامانیم دعا میکنم🤲😇خدایا شکرت😊
من تپلم خوب بعد یکی از همسایه های مامانجونش ک فامیلمونه اونده بود ب مامانم میگف تورو خدا بگو لاغر کن ...

عزیزم اون ببین دیگه چقدر بیشعوره اخه به اون چه ربطی داره🤦🏻‍♀️

چه عفریته ایهههه

عفریتش اونجا مشخص شد که خواهرشوهرم باردار بود اومده بود بیمارستان زنگ جاریم زد گفت هولکی اومدم برا بچه پتو و اینا نیاوردم،جاریم بدو بدو اومد بالا به من گفت تو زنگش بزن ببین چی میگه من نمیتونم و فلان منم برداشتم زنگ زدم اونم عین خیالش نیومد رفت پایین من موندم و دخترم که تازه بیدار شده بود،تا اصلا نمیدونم چیکار کنم،تابستون بود گفتم حالا تو گرما با یه بچه چطور برم بیرون،دیگه پتوی دخترمو براش گذاشتم ناهارم درست کردم با شوهرم براش بردیم تا وقت زایمانش نیست،یکم پیشش موندیم و کلی اصرارش کردم بیاد خونه،جاریم اصلا زنگم نزد بهشون،موقع زایمانش من براشون غذا درست کردم بردم رفتم ملاقاتش و اینا هرکاری کردم شوهرم نذاشت به جاریم بگم😑حالا نیس اگه گفته بودم میخواس براشون شتر بکشه😑😑

بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز