2777
2789
عنوان

شوهرم میگه...

747 بازدید | 64 پست

دیشب همسرم میگفت کمتر به بچه فکر کن. چیه هی همش به بچه فکر می‌کنی؟ 

بهشـگفتم چیکار کنم خب. از یه ادم ک صبح تا شب تنها تو خونه‌ست چه انتظاری داری؟ کلاسی جایی هم نمیرم ک سرم گرم بشه. 

گفت من نمیدونم چرا پیش مامانم نمیری، اگه بدونم علتش چیه خیلی خوب میشه. 

گفتم کی میگه من نمیرم خونشون؟ گفت اره حتما میری و زود میای. جمعه به جمعه با خودم اگه برم میای، اگه نرم نمیای. 

دوستان بخدا من گاهی اوقات وسط هفته میرم خونشون، هم راهشون نسبتا طولانیه هم محله‌شون خیلی بده. وقتی هم ک میرم مادرشوهرم یا خونه نیست، یا اگه خونه باشه میره بیرون. یا اونقدر بیکار میشینه بالشت میندازه زیر سرش دراز میکشه. هم شوهرش هم خودش پیرن. بخدا وقتی دعواشون میگیره یهو داد و فریاد میکنن، صدای جیغای مادرشوهرم باعث سردردم میشه. 

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من کل هفته تو خونه تنهام، اگه قرار باشه جایی برم، میرم جایی ک حوصله‌م سر نرخ، نه جایی که بدتر بی‌حوصله بشو. 

بخدا یبار رفتم خونشون اونقدر از دلتنگی بغضم گرفت ک وقت خواب همش داشتم گریه میکردم. 

میدونم الان میگین چه عروس بدیه ک به خانواده شوهرش سر نمیزنه. 

ولی بخدا وقتی میرم خونشون پشت سرم میگن ک ناهار و شام خودشو انداخت خونه ما. غذاهای منو مادرشوهرم نمی‌پسنده، حالا انگار خودش کدبانوعه! میرم اونجا میبینم یه عالمه ظرف مونده روی سینک، اونارو میشورم. گاهی اوقات خونشو جارو میزنم. اخر سر هم میشنوم که میگه الهه اومد خونم، فقط خوابید. 

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
اصن چرا توضیح میدی؟؟بگو معذبم حوصلم نمیشه

قبول نمی‌کنه. میگه نمیدونم چرا دور میگردی از خونوادم. درحالی ک من رابطم با جاریم خوبه

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
بگو حوصلم سر میره تنهایی اونا هم میخوان استراحت کنن

بهش گفتم. سرش نمیشه. از بس مادرشوهرم باسیاسته، پیش شوهرم قربون صدقم میره ک فک کنه مادرش با من خوبه

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
بهش گفتم. سرش نمیشه. از بس مادرشوهرم باسیاسته، پیش شوهرم قربون صدقم میره ک فک کنه مادرش با من خوبه

همه مادرشوهرا اینجورین .یجورایی باید ندید گرفت چاره نیس

تو دنیا فقط یکی هست که واسه من نفس میکشه اونم دماغمه😐تموم شد و رفت
اگه باهات بد نیس برو پیشش ولی خدایی هفته ای 1 بار خوبه دیگه، من مادرشوهرم کرم داره دوماه یبار با شوه ...

نه بخدا اصلا خوب نیس

بخدا بچم سقط شده بود بهم سر نزد. نه خودش نه خواهرش نه مادرش. اخرم شنیدم که میگفت اره فلانی هر چندوقت یکبار الکی میگه حامله‌م بعد میگه سقط شده. داشت کنایشو ب من میزد ک یعنی الکی گفتم سقط شده درحالی ک سه روز بیمارستان بودم. 

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
چرا بچه دارنمیشی

مشکل دارم. یکی حامله بودم ک سقط شد. دکتر هم گفته تا بعد عید نباید حامله بشی ک سقط نشه دوباره. از یه طرف هم تنبلی و چسبندگی و هورمون مردانه دارم

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
من فاصلم حدودن ۱۲تا ۱۴تا پله اس😂😂😂😂نمیرم مردم چ انتظارا دارن

هی خواهر. قرار بود بریم طبقه پایینشون بشینیم بهشون اجاره هم بدیم. بعد چون نذاشتم مادرشوهرم یواشکی بره یخچال ک شیربها میشه رو معامله کنه، لج کرد به مستاجر گفت یه سال دیگه هم بشین

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
همه مادرشوهرا اینجورین .یجورایی باید ندید گرفت چاره نیس

منم کلا ندید میگیرم، ولی عوضی خیلی باسیاسته. تو روم حرف نمیزنه، پشت سرم حرفای دروغ به نافم میبنده

عزیز مادر سه سال از انتطار من می‌گذره و تو هنوز نیومدی. نمی‌دونی چقدر دوست دارم تورو به آغوش بکشم و عطر تنت رو استشمام کنم؛ اما افسوس که سهم من هرماه بی‌بی چک کاذب و تیتر بتای ۱.۱ لعنتی هست. فکر کنم دیگه خسته شدم. نه می‌خوام برم عمل و نه دکتر، چون فهمیدم خدا هم با من سر لج گذاشته، که اگه نذاشته بود بی‌بی‌چکام مثبت نمی‌شد و آزمایشام منفی.💔💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792