2777
2789
عنوان

✲❈✍داستان زندگیه من✚عکسهایی که خاطرتمو یادآوری میکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 187743 بازدید | 714 پست
اره عکس چیتان پیتانم بزار😏😏😏😏

چی میگی عزیز دلم سما جان اگه ما گزارش نمیزدیم برات ک همه عکسا پخش میشد 

روزی که دختردار بشمبه دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک دختر توو مملکتمونعروس شدنو خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونمقراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!«باور کنید موفقیت یک بانو در گرویعروس شدن و مادر

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میشه نفری یه دونه صلوات برای سلامتی بابام بفرستین♥♡♥♡♥♡♥

ممنون از مهربونیتون♥♡♥♡♥♡♥

شاید ازدعای شما؛ سلامتیش رو به دست بیاره♥♡♥♡♥♡♥

دلتون شاد؛ تنتون سلامت و لبتون خندون♥♡♥♡♥♡♥

ممنون♥♥♥

★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★

اللّٰهم صلِّ عَلی محمدٍ وَ آلِ محمّد وَ عجّل فَرَجَهم⁦☘️⁩ اللّٰهم عجِّل لِوَلیکَ الفرج 💚 سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات 💚

تقریبا شش سالم بود که با طلاق گرفتن عمم و اومدنش به طبقه بالای خونه عزیزجونم که خونه قبلیه ما بود

ما از اون محله برای همیشه نقل مکان کردیم و رابطمون با خانواده پدرم کمرنگ تر شد

با پس انداز و هزار قسط و قرض یه خونه یه خوابه تو یه محله معمولی خریده بودیم

وای خدا میدونه که اون خونه هنوز که هنوزه وقتی از دور میبینمش تماااااام احساس خوب زندگیه منه

کاش زمان به عقب برگرده و بازم تو اون خون از خواب بیدار شم کاش ...

 آخرشب ۹۹/۹/۹ ...                    مثل هرشب دیگه بالشت خیسمو بغل میکنم و چشامو میبندم ،خدا میاد به خوابم و بغلم میکنه ، همین میشه معجزه ی این قانون جذب برای من ... خیلی وقته مثل خیلیاتون پول و طلا و موفقیت نمیخوام ... داستان زندگیمو دنبال کنید ...
با مادرش ک پیر و مریضه زندگی میکنن.سرکار میره خرج مادره رو میده 

اخیششش 😌😌

به اون دوست صمیمیت فکر کن که قرار بود توی لباس عروسی ببینیش اما حتی الان نمی دونه کجایی و چی کار می کنی. به اون رابطه ای فکر کن که قرار بود بی تو بمیره ولی بی خبر از تو داره خیلی راحت به زندگیش ادامه می ده. به اون آرزوت فکر کن که به خاطرش شمع‌های تولدتو‌ فوت می‌کردی اما الآن رویاهای دیگه جاشو گرفته. به این فکر کن به این فکر کن ما آدما قسمتی از سرگذشت همیم ولی قرار نیست همیشه باشیم. به این فکر کن همه چیز گذراست. نه اونی که از اول باهاش بودی الان پیشته و نه اونی که الان باهاشی از اول باهات بوده. این زندگی انقدر تورو بالا پایین می‌کنه، انقدر آدم تو زندگیت میاره و می‌بره که یاد بگیری تو تنها کسی هستی که همیشه پیشت می‌مونه. شاید زخم بخوری، حسرت بکشی یا حتی دلت تنگ بشه ولی هیچ وقت تموم نمی‌شی و قوی تر ادامه می دی، تو تنها کسی هستی که تا آخرش هستی، حواست به خودت باشه.🌹
چی میگی عزیز دلم سما جان اگه ما گزارش نمیزدیم برات ک همه عکسا پخش میشد 

ممنونم از گزارشتون ولی خدایی قضاوتت در موردم نابجا بود.کدوم زنه ایندوره ارایش نکنه؟؟؟اون حرف از شما بعید بود 

کنجد مامان من و بابایی عاشقتیم❤
میشه نفری یه دونه صلوات برای سلامتی بابام بفرستین♥♡♥♡♥♡♥ ممنون از مهربونیتون♥♡♥♡♥♡♥ شاید ازدعای شم ...

خدا باباتون رو براتون حفظ کنه💞💞💞


صلوات واسه ی همه ی بابا ها💗

 عاقل همه را به پشم خود بسپارد 😹😇

تو همون شش سالگی کاملا خوندن و نوشتن رو بلد بودم ، داداشم همه ی درسای دبستانشو بعد اومدن از مدرسه به من یاد میداد

حتی بلد بودم ساعت رو بگم ،عدد هارو بخونم و بنویسم

وقتی رفتم کلاس اول انقدر درسای اب بابا بنظرم مسخره میومد که بیشتر روزا نمیرفتم و معلممون چون اینو میدونست که من همرو بلدم اصلا سخت نمیگرفت

روزایی هم که میرفتم توی برف و بارون باید  کنار پنجره میشستم و مادرم هم حتما تو حیاط میبود و میدیدمش

من کوچیکیم یه دوره مریضیه خیلی سختی داشتم و وقتی خیلی گریه میکردم اتفاقای بدی می افتاد برام که نمیخوام توضیحشون بدم

و این باعث میشد

حداقل شش ماه از سال رو مادرم هرروز از صبح تا ظهر با من مدرسه میموند...


 آخرشب ۹۹/۹/۹ ...                    مثل هرشب دیگه بالشت خیسمو بغل میکنم و چشامو میبندم ،خدا میاد به خوابم و بغلم میکنه ، همین میشه معجزه ی این قانون جذب برای من ... خیلی وقته مثل خیلیاتون پول و طلا و موفقیت نمیخوام ... داستان زندگیمو دنبال کنید ...
ممنونم از گزارشتون ولی خدایی قضاوتت در موردم نابجا بود.کدوم زنه ایندوره ارایش نکنه؟؟؟اون حرف از شما ...

جان😑والا من اصلا چشتی نوتم راجبت خویشگه و یادم نیتی فره پشت سرت قضاوت الکی کردن 

روزی که دختردار بشمبه دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک دختر توو مملکتمونعروس شدنو خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونمقراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!«باور کنید موفقیت یک بانو در گرویعروس شدن و مادر
جان😑والا من اصلا چشتی نوتم راجبت خویشگه و یادم نیتی فره پشت سرت قضاوت الکی کردن 

شماکردی؟

ظاهرا تنها چیزی که تو دنیا عادلانه تقسیم شده عقله چون هیچ کس اعتراض نمیکنه بگه مال من کمه!!
شماکردی؟

بله 😊

روزی که دختردار بشمبه دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک دختر توو مملکتمونعروس شدنو خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونمقراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!«باور کنید موفقیت یک بانو در گرویعروس شدن و مادر
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792