2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق شما رو نمیخورن

نمیدونم این چیه تو مردم جا افتاده 

اونا بین خودشون رقابت میکنن به بقیه چه؟

مثلا ازمون وکالت، اعلام کرده افراد عادی هزار و صد نفر مرکز میگیره، با سهمیه میشن هزار و پونصد نفر . یعنی اون چهارصد نفر به عادی ها اضافه میشن، پارسال دوست شوهرم رتبه ی آزمون وکالتش شد ۲۰۰ ،ولی  150تا میخواستن باسهمیه، قبول نشد، با اینکه رتبه ش دویست بود تو سهمیه ها حسابش کردن

زن داداش من دانشگاه فرهنگیان میخونه

اسمش اینه با سهمیه قبول شده  

ولی نمیدونم چرا یکم تحقیق نمیکنن خب بعد حرف بزنن

افراد عادی جذب شدن، از بین سهمیه دار ها فقط سه نفر میخواستن که نفر دوم زن داداش من شده، بدون سهیه ها از شهرشون پنجاه نفر جذب کردن 

این کجاش خوردن حق بقیه ست

حق شما رو نمیخورن نمیدونم این چیه تو مردم جا افتاده  اونا بین خودشون رقابت میکنن به بقیه چه؟ ...

خوب 🙁اون تو عادی اصلا رتبش یک چیز دیگه میشد بعد جالب حتی خود دولت سهمیه رو نا عدالتی میدونه اما شما معتقدی خوبه😐

_چرا همیشه به چشمام میگی لعنتی                                      _"نمیدونم عزیزم .......چشمات غرقم میکن.....وقتی تو تیله های زلال چشمات خیره میشم .....یهو به خودم میام میبینم یادم رفته نفس بکشم....چشمات شفافه ....برق میزنه .....خودم تو مردمکش میبینم.....صادقه .....انگار باهام حرف میزنه .....نمیدونم عزیزم .....ولی قطعا چشم هات لعنتی ...."                                                                                                           
حق شما رو نمیخورن نمیدونم این چیه تو مردم جا افتاده  اونا بین خودشون رقابت میکنن به بقیه چه؟ ...

عزیزم تو دانشگاه ما کسی که رتبش ۶هزارتا تفاوت داشت با بقیه نشسته بود کنار ما بواسطه سهمیه. بعد این چطوری میشه رقابت بین خودشون؟؟ واقعا از سطح علمیشون هم مشخص بود

محل کار من دولتی هستش  ۸۰ درصد کارمندای سهمیه دارن و حداقل خیلی کمتر از ما سختی کشیدن واسه کار پیداکردن

خوب 🙁اون تو عادی اصلا رتبش یک چیز دیگه میشد بعد جالب حتی خود دولت سهمیه رو نا عدالتی میدونه اما شما ...

من نا عدالتی نمیدونم، دارم میگم تا رتبه ی هزار و صد میگرفتن ، این اقا شده دویست ، نگرفتنش

چرا چون سهمیه داشته باید تو سهمیه دارها قبول میشده از سهمیه دارها تا رتبه صد و پنجاه میخواستن پس قبول نشده، توجه کن، قبول نشده


کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش و به خواب میزنه نه

عزیزم تو دانشگاه ما کسی که رتبش ۶هزارتا تفاوت داشت با بقیه نشسته بود کنار ما بواسطه سهمیه. بعد این چ ...

روش انتخاب سهمیه دارها جور دیگه ست با افراد عادی حساب نمیشه 

اون اداره بیشتر سهمیه دار میگیره

پدرهای اونا قبل از شما زحمتشون و کشیدن که شما ایتطور راحت کار کنین بدون دغدغه

من نا عدالتی نمیدونم، دارم میگم تا رتبه ی هزار و صد میگرفتن ، این اقا شده دویست ، نگرفتنش چرا چون س ...

عزیزم اون تو ازاد سهمیه اش یک چیز نجومی میشد 😐البته کسی که خواب رو میشه بیدار کرد کسی که خودش به خواب زده نه

_چرا همیشه به چشمام میگی لعنتی                                      _"نمیدونم عزیزم .......چشمات غرقم میکن.....وقتی تو تیله های زلال چشمات خیره میشم .....یهو به خودم میام میبینم یادم رفته نفس بکشم....چشمات شفافه ....برق میزنه .....خودم تو مردمکش میبینم.....صادقه .....انگار باهام حرف میزنه .....نمیدونم عزیزم .....ولی قطعا چشم هات لعنتی ...."                                                                                                           
عزیزم اون تو ازاد سهمیه اش یک چیز نجومی میشد 😐البته کسی که خواب رو میشه بیدار کرد کسی که خودش به خو ...

نه عزیزم، تبه ی اصلیش نهصد و خورده ای بود با سهمیه شده بود دویست 

در هر دو صورت قبول نشد، نمیدونم چرا متوجه حرفم نمیشین، در صورتی که بدون سهمیه تا هزار و صد میگرفتن ولی ایشون و با رتبه ی نهصد تو افراد عادی قبول نکردن

روش انتخاب سهمیه دارها جور دیگه ست با افراد عادی حساب نمیشه  اون اداره بیشتر سهمیه دار میگیره ...

من قانع نشدم درمورد روش انتخاب سهمیه دارها. من نظرم اینه واسه هر جایگاهی افراد تقریبا هم سطح باید قرار بگیرن نه یکی که اصلا تو باغ نیست و بواسطه موقعیتش اومده. واقعا داره حق یک آدم دیگه رو میخوره

درضمن پدرانشون کاملا قابل احترام هستن و هیچوقت بی احترامی به این عزیزان صورت نمی گیره

عزیزم تو دانشگاه ما کسی که رتبش ۶هزارتا تفاوت داشت با بقیه نشسته بود کنار ما بواسطه سهمیه. بعد این چ ...

دقیقا...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

آرامش روان

jffjfhdhdhd | 28 ثانیه پیش

به نظرت

ehsasiam | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
2108