خونمون پیش همه تو حیاط بودم داشتم درو میبستم از پنجره صدا زده درو یواش ببند ما خوابیم یا یواش بخند ما حال نداریم یا ظرف نشور شوهرم خوابه جارو نزن تلوزیون نبین ما خوابیم یا حال نداریم همیشه خدا ی چیزی میگه اما اون طبقه بالا میشینه راه که میره صدا پاهاش طبقه پایین میاد میخنده میاد اما من نمیگم قالی میبافه صدا شونه زدنش میاد خونه هم از خودش داره این که میشیمه از پدر شوهرمه نمیره خونه خودش