ببین کاملا درکت میکنم. زندایی خود من تو بدترین شرایط زندگیش با دو تا بچه کوچیک باردار شد .همه غصشو میخوردیم خودش خیلی ناراحت بود .ولی برا اینکه بقیه تو زندگیش دخالت نکنندو... خودشو خوشحال نشون میداد میگف گفتیم دیگه سومیم بیاریم و خلاص .ولی الان که دوماهه بدنیا اومده خیلیییی دوسش داره.اصن یجوری انگار از اون دوتا عزیز تره براش.
عزیزم تو مشکلاتت قابل حلند ولی اونا اصن تو بدبختی دارند زندگی میککند.دایی به زور سیر میکرد اون دوتا رو هم