2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

پسر عموم داشت

براش شستمش گذاشتم تو سبدش گذاشتم رو شوفاژ

رفتیم اومدیم دیدیم مرده

۵ سالمون بود

تا مدتها بهم میگفت قاتل😒میخواستم خشک شه خب

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ 

روز اول يا دوم مميردن

آب ميذاشتم براشون بخورن خيس ميشدن بعد ميلرزدين و ميمردن هميشه

بچمم حتي چند سال پيش خريد اونكه سر دوساعت همشونو كشت بس كه بيجاره هارو فشار داد

گناه دارن ديگه اصلا نميخرم

من یه دونشو دارم 😍

سه سال و نیمشه😍

ایییینننققققققددددددد قشششنننننگگگگگگگ ببببووووس میکنه که نگگگگگگوووووو😍

مثل نبات میمونه شیرین شیرین😍

وقتی صدام میکنه مامان😍جونمو میدم 😍

پسرمو میگم 😍🤐

خداوندا مرا به وسیله ی فرزند و عزیزانم مورد آزمایش قرار مده🙏      برای عاقبت بخیری پسرم صلوات میفرستی مهربونم❤  

من تا همین چند وقت پیش هم داشتم(البته هفت هشت ماه پیش)

صورتی بود ، خریدم ، فرداش مرد😞

بچگیامم ی جوجه قهوه ای داشتم اسمشو گذاشته بودم brown 

هروقت از جلو درمون سبزی فروش رد میشد ، (در خونمون اکثرا باز بود)

میرف سوار وانتش میشد ، بزور میاوردمش حیاطمون

یادش بخیر

شدی قلبُ تنُ روحم 💍💕

جوجه رنگی که نههههه زیاد ولی مرغ و خروس خیییییییییییلی داشتیم ی شب رفته بودیم مهمونی روباه گردن تقریبا همشونو یکی یگاز گرفته بود کشتارگاه راه انداخته بود تقریبا 20تا را ....بعدم یادمه تا جوجه هامون یکم بزرگ میشدن ذوق میکردیم اگه میدیدم مرغن اما همیشه از 20تا تخم که میزاشتیم زیر پا مرغ 18تاش خروس میشد!!!!بعدم صبح ها رهاشون میکردیم تو حیاط کلاغ زررررررررت میبرد ماهم میدویدیمو نفرین میکردم الهی بمیری جوجمونو ول کن بعضی وقتهام که مرغهامون بی حال بودن میرفتن تو آفتاب شل و ول بودن با عالم بچگیمون یاد گرفته بودیم استامینوفن له میکردیم تو قاشق با آب قاطی میکردیم نوک مرغه را باز میکردیم میریختیم تو حلقش اونم ی تکون میداد سرشو ی عطسه میکرد بعد عصری دور خونه دوی ماراتون میداد کلا من خیلیییییی بچگی نوستالژیکی داشتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

اجاره خونه

yekta737 | 45 ثانیه پیش

حوصلم سررفته

salipoo | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792