دیشب مارفتیم خونه ی پدربزرگم
یک هفتس ک گفتن قراره اونجا جمع شیم
ک قرارشد امشبم هرکی خواست بره طرف شوهرش
دیشب ب شوهرم گفتم اون طرف چخبر خونه ی برادرت جمع میشن؟(اخه پارسال خواهرشوهرم دعوت کرد گفتم شایددوره ایی شه)
گفت ن گفتم خونه ی مادرته هیچی نگفت انگارخودشم نمیدونست
امروز مادرم زنگ زد گفت امشب بیاید اینجا گفتم دیشب دیدمتون نمیام
گفتم شاید شوهرم بگه بریم اونطرف
حالا منم ساعت ۱ اینا ب خواهرشوهرم زنگ زدم گفتم چیکار میکنید گفت همه میریم اونور