من دوساله عروسی کردم و مبتلا به واژنیسموس(ترس از نزدیکی) هستم ... همین باعث شدع در قبال شوهرم احساس عذاب وجدان بکنم و وقتی اون توی دعواهامون مقصره بخاطر این مشکلم سریع میبخشمش تا حالا نشده بیشتر از یه روز باهاش قهر بمونم ولی دلم میسوزه که هر چی میشه فقط میخاد کتک کاری بکنه بعدم در نظر نمیگیره که من زنم و بدنم ضعیفتره .... احساس حقارت همه وجودمو گرفته ... خواهشا بهم راهکار بدین که چطوری استرسمو کنترل کنم و به ترسم موقع رابطه غلبه کنم ... مطمئنم اگه این مشکلم حل بشه اعتماد بنفسمو دوباره پیدا میکنم 😢
امیدوارم .خدا اونی که از دلت میگذره و آرزوت هست رو برآورده کنه .حاجت دل منم بده و فرزندم به بالاترین سطح و مقطع در زندگی برسه و غرق در خوشبختی و شادی باشه و فردی موفق باشه .الهی آمین
چطورررد دو سال تحمل کردی عزیزمممممممم چقد حس بدی داشتی الهی 😔😔😔ولی نباید باج میدادی شوهرت بیخود کرده کتک بزنه 😔
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
منم مثل شما بودم ولی عزیزم باور کن اصلا اونجوری ک فک میکنی نیس باید موقع رابطه به این فکر کنی و شوهرتو باید راضی نگه داری من اصلا درد نداشتم نگران هیجی نباش
خدایا از تو گلایه ای نیست هیچی واسم کم نزاشتی.... برای یک روزم که شده دنبال چیزهای ک نداری نرو و از چیز های که داری لذت ببر. پسرم دوست دارم ❤️