منم تک عروسم با چهارتا خواهرشوهر . با یکی یکم گرم صحبت کنم اون یکی میره تو قیافه . یکی تو فامیلشون فوت میشد به یه دلیلی نمیتونستم شرکت کنم تمام اقوام و اشناها به مادرشوهرم میگفتن عروست نیومده!
سفره و روضه ها اگه یه وقت نمیرفتم ناراحت میشدن .
عروس خاله های شوهرم دوتا جارین اون موقعها با هم صمیمی بودن همش حسودیم میشد . الان چند سالیه قهرن
اما خواهرم با جاریاش واقعا صمیمیه و شدید پایه هستن .
کلا توقعها دوبرابر میشه اما تو چشم پدرشوهر میدرخشی .
البته الان از خانواده ها و اقوام دورم دیگه اون حرف و حدیثا رو نمیشنوم . شکر خدا