سلام دوستان خیلی وقته که میخوام یه تاپیک دراین موردبزنم .بخاطر خیلیاکه میدونم دارن عذاب می کشن بچه ها من عاشق بچه بودم بعدازدواجم بلافاصله اقدام کردیم گذشت تا مدتها دارو ودرمان . یادمه کسی ازبهزیستی بهم گفت بیا مراحل و انجام بده به نوزاد بهت میدن ولی حدود ۲ سال مدت میخواد.خیلی ناراحت شدم بهم توهین شده بود یعنی بچه دیگران و بزرگ کنم ؟گریه کردم وبه خداالتماس کردم بچه خودم رو بزرگ کنم یادمه به در نگاه کردم دعاکردم خدا گذاره بچه دیگه ای ازاین دربیادتو.خلاصه دوا درمون آمپول صبر و... ده سال گذشت باور کردم ما بچه دارنمیشیم و به نام خدا رفتم دنبال یه پسرکوچولو که خدا پیش پام گذاشت . فقط ۳ ماه طول کشید از وقتی که خواستیم تا پسرم اومدبغلم. اسمشو ایمان گذاشتم چون ایمان دارم فرشته خداس ایمان دارم اگه از جسم نه ولی در روح ازهم جدا نیستیم. ایمان ۸ ساله و کلاس دومه. بخدا عشقمونه. همه فامیل عاشقشن به لحظه طاقت دوریشو ندارم بوی بهشت میده هنوز.مثل نوزاد. خیلی قدر شناسه .دستاشو که میگیرم دلم میلرزه دستانش کوچولو هستن. حسرت روزایی رومیخورم که با درد و دارو داغون شدم .۴۰ کیلو فقط چاق شدم. بخاطر ایمان پاک محکم رو همه مشکلات می ذارم وردمیشم. همه کاربراش میکنم. خدا قسمت منو می دونست و ازاول ایمان منو می شناخت. تروخدا خواهرهای گلم که هنوز بچه دارنشدین به خدا اعتماد کنید اجازه بدین کارشو بکنه بهترین رو هرجور صلاحتونه بهتون بده. آمین
الهییی خدا حفظش کنه مادر منم ۱۵ سال بچه دار نشد تا جایی ک کارش ب دکتر اعصاب و روان کشید ولی بالاخره باردار شد منو .ولی الان بهش میگم کاش انقد خودتو عذاب نمیدادی