یه غم دارم تو دلم هرکار میکنم بهش فکر نکنم نمیتونم.میدونم فکر کردن جز ادیت شدن برام نداره ولی نمیتونم چون غم بزرگیه.چکار کنم بنطرتون که حتی مثلا وقتیم میرم خرید که خوشحالم باز ته دلم به اون غمه فکر نکنم
داری امضامو میخونی؟؟؟ من ده ساله تو حسرت یه ارزو هستم. دیگه کم اوردم. فقط باید معجزه بشه من به این ارزوم برسم😔 خدا منو نمیبینه. توروخدا شما بهش بگید. شما منو دعاکنید. سر نماز... همین الان با همین دل پاکتون. یه صلوات برا ارزوم بفرستید. لطفا😔
داری امضامو میخونی؟؟؟ من ده ساله تو حسرت یه ارزو هستم. دیگه کم اوردم. فقط باید معجزه بشه من به این ارزوم برسم😔 خدا منو نمیبینه. توروخدا شما بهش بگید. شما منو دعاکنید. سر نماز... همین الان با همین دل پاکتون. یه صلوات برا ارزوم بفرستید. لطفا😔
مادرم جوری باهام رفتار میکنه که اصلا نمیتونم سرزده مثل خیلی دخترا که میرن خونه مامانشون برم.بهم رفتار نشون میده و دلم میشکنه.یعنی شده کلید نداشتم کسیم خونه نبوده نزدیک خونه پدرم بودم حاضر نشدم برم خونشون و مجبور شدم سوار خط واحد بشم برم جایی که همسرم بوده و با بچه کوچک تو خیابون منتظر بمونم تا همسرم بیاد و بریم خونمون.با وجود اینکه خونمون نزدیک خونه مادرمه.پدرم اصلا مشکل نداره ولی مادرم میگه فقط هروقت گفتم بیا و زودم برگرد و تنها اینجا نباش
همه مادرشون غمخوارشونه ولی مادر من هرچی براش درد دل میکردم رو کرد برام نقطه ضعف و رو همونا مانور میده و ناراحتم میکنه.باور نمیکنید که هر تلفنشو با ترس و ناراحتی جواب میدم و اصلا دیگه دلم نمیخواد باهاش دردی از دلم بگم حتی اگر بخوام بمیرم