تاحدی حق با شماست و من چون از این چیز ها سر در نمیارم درکش برام یکم سخته اما خواهرم سعی کن زندگیت رو ...
اون که بله،بعضی وقتا فکر میکنم یه جورایی خدا دوستم داشته که این اتفاق برام افتاده، کلا من یه ادم دیگه شدم،بیشتر قدر خودمو دونستم و مطمئنم از این به بعد هم بهترینا واسم اتفاق میوفته ولی در کل با توجه به موضوع تاپیک خواستم بگم از لحاظ روحی شاید من خیلی شرایط بدی داشتم و دارم و ادمهایی هستن اطرافم که منتظر یه اشاره از سمت من هستن خدارو شکر ظاهر و موقعیت خوبی دارم هر کسی میفهمه من یه بچه شش ساله دارم باورشون نمیشه،ولی خدا همیشه حواسش بهم هست که خدای نکرده به گناه نیوفتم
چی بگم روزایی که من گذروندم رو اگر براتون تعریف کنم باورتون نمیشه، فقط اینو بگم که هم از لحاظ روحی و جنسی به شدت تحت فشار بودم،ولی خدا نزاشت اشتباه برم و ممنونم که منو سر بلند کرد