نمیدونم چرا اینقدر حسود شدم
خواهرشوهرم داره عروس میاره داره واسش خرید میکنه هی خریداشو نشونم میداد هی حسودیم میشد خودم تو عقد کل طلاهامو فروختم که شوهرم خونه بخره واسه عروسیم سرویسم قرضی بود هیچی ام خرید نکردم مثلا ی جعبه ارایش گرفتم ولی لوازم ارایش خودم گداشتم توش الان خواهرشوهرم ی جعبه ارایش خیلی بزرگ قلبی شکل گرفته بود واسش گفت لوازم ارایششم میرم میگیرم واسش
تا دو سال اول زندگیمم بشدت تو سختی بودیم بخاطر خونه حالا نمیدونم حسادتم بخاطر ایناس یا نه البته عکس دختره رو هم دیدم کلی افکت داشت عکسش ولی خشگل بود بازم کلی حسودیم شد
خیلی ناراحتم که اینطورم
واقعا کاش اینطور نبودم اصلا انگار قراره سرم هوو بیاد😢