زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده (دور زدن ممنوع)
صدری اوستا:تو دفنه هستی؟..دفنه:بله دفنه،اسم یه درخت...صدری اوستا:بله اسم یه درخته،اما چه درختی،ببین یه داستانی هست،آپلو بین دخترای خوشگل عاشق دفنه میشه،خیلی اونو دوست داشت اما دفنه یهو غیب میشه،آپلو میگرده و میگرده اما پیداش نمیکنه،بعدش نگاه میکنه به دفنه،یعنی همون درخت دفنه و بعد از اون به عشق دفنه حیاطش رو از درخت دفنه پر کرده...دفنه:من الآن دفنه ی آپلو شدم؟... صدریاوستا:نه،تو دفنه ی عُمرمیشی