عقد کرده ایم، شوهرم خریدا دم دستی خونه باباشو با حقوق خودش انجام میده، اوایل برام مهم نبود ولی الان میبینم که دیگه زیاد شده، حتی بعضی وقتا مرغ و روغن و... هم میخره،در حالی که باباش باید بخره
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.