دوستم من مادرم نداشت بگیره فقط ی دونه نی نی لای لای گرفت و پتو و چن دست لباس _مادرشوهرم اومد نگاه کرد گفت پس کو تخت و کمدش من دلم شکست ولی دم نزدم برا دخترش همه چی گرفت و من خیلی غصه خوردم ولی الان مهم نیس هرکی گفت گفتم ما رسم سیسمونی نداریم تمام
کسی چه می داند شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می نوازد و اواز می خواند و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه هیتلر به خاک خون کشیدن دنیا بود...کسی سر از کار زن ها در نمی اورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبهایشان قطعه نامه صادر می کنند با موهایشان جنگ می طلبند با چشم هایشان صلح....کسی چه می داند شاید اخرین بازمانده ای دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد....
اصلا نمیتونم قرض کنم یا بگم شوهرم بگیره .من تک دخترم از یه طرفم جاریمم داره جهاز میگیره برا خودش هرچی میگیره میاره ب همه نشون میده .ماگه سیسمونی نگیریم میشینن همه جا میگن مادرش یدونه دختر داشت سیسمونی نداد