2789
عنوان

درد و دل

| مشاهده متن کامل بحث + 644 بازدید | 74 پست
نه ولی از راهش شوهرت لجبازه با دعوا نمیشه با سیاستو قربونت برم فدات بشمو نازو عشوه بیارش سمت خودتت ...

بعد از یک سال من رفتم خونه مادرم شهرستان اونم چون قرار بود شوهرم بره ماموریت .هنوز ک هنوزه میکوبه تو سرم بخدا دیگ راضی نیستم برم.ی بار دیگ میخواست دو هفته ای بره ماموریت مامانم زنگ زد ک من برم اونجا .من مشتاق بودم برم چون خونه مادرشوهرم بی نهایت معذبم..نرفتماااا ولی هنوز منتش رو سرم هسن چون دوست داشتم برم

خوب برنامه های دیگه بچین ببرش جاهای باکلاس جاهای لوکس عادتش بده به تفریحات لاکچری هم خودت کیف میک ...

بدبختی من همینه ک با اونها نمیگرده.خانواده خودش همشون ادم‌حسابین.همشون دکتر مهندسن.میگم بیا با اونا رفت و امد کنیم میگ خوشم از فامیل نمیاد..تو عروسیم دوستام مجلس منو‌گرم کردن ن فامیل..این استدلالشه...

میگم هم روتو اثر میذاره هم رو من.ببین زن های پسر عموهات پسر عمه هات چ ادم‌حسابین همه تحصیل کرده همه تحصیلات درست منم ی چی یاد میگیرم.اصلا حرف زدناشونو بزین تو توی جمع اونها ب تته‌پته میفتی نمیتونی ادبی صحبت کنی..خواهر ویلا تو شمال اماده است یک ساله میخواد منو ببره..داغ این شمال رو ب دلم گذاشت تا تعطیلات میشه با دوستاش برنامه میچینه ی سری من مخالفت کردم البته نگفتم کلا نریم.گفتم اینقد زود نریم دو س روز تعطبلی بود خودشم یکی دوروز مرخصی گرفته بود ک‌پیش دوست عزیزش باشه.گفتم حالا مرخصیتو بذار ووسه وقتی ک خودمون قراره بریم شمال همین دو س روز بسه.نرفتیم بماند ک زندگی رو دو روز ب کامم زهر کرد.دوستش فهمید ما دعوامون شده.گفت اشتی کنین و فلان بعد تا اشتی کردیم زنگ زد گفت چی شد اشتی کردین گفتیم اره گفت خب پاشید بیاید...دوباره اینو هوایی کرد دیگ منم حوصله بحث نداشتم رفتیم.اخر سر منو برد باز هنوزم میزنه تو سرم ک مسافرت منو خراب کردی نذاشتی زیاد پیش دوستم باشم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب برنامه های دیگه بچین ببرش جاهای باکلاس جاهای لوکس عادتش بده به تفریحات لاکچری هم خودت کیف میک ...

ی بار کلی اصرار و خواهش ک دلم گرفته بریم شمال .با بدبختی رفتیم از تو راه ک داشتیم میرفتیم هی زنگ زد ب دوستش ک پاشو بیا تنهایی نمیچسبه.گفتم دوست داشتم خودمو خودت باشیم.حالا تو امتحان کن اگ بهت خوش نگذشت نامردم اگ اونا ک رفتن دوباره مرخصی نگیرم دو س روز بمونم تا دلت واشه تلافیشو دربیارم.قبول کردم.اونا اومدن مسافرت کوفتم شد.بعد دیگ برگشتیم..چند وقت بعدش ک دوباره تو تعطبلات قرار مسافرت چید گفتم اون سری گفتی قول شرف میدم بهت بد گذشت نگهت دارم تا تلافیش دربیاد ب من خوش نگذشت حداقل این مسافرت رو تنهایی بریم...دوباره طبق معمول من شدم فحش خور و دعوا و داد و بیداد و اخر سر هم راهی شدن

واقعا هیچی ندارم بگم

اخه چرا انقدر شوهرت اذیت میکنه

واقعا نمیفهمم

ببین میتونی از خانوادش کمک بخوای؟ مثلا هر 2،3 روزی یکیشون بیاد خونتون

الانم حامله ای 

بگن اومدیم به تو سر بزنیم

خوهرش مادرش پدرش که یه کم از اونا بیاد بیرون

با پدرشوهرت حرف بزن قرارای مردونه بزاره اینم ببره چه میدونم سالن فوتبالی چیزی

یه کم دور شه از این دوستای بیخود

از اون طرفم وقتی شوهرت انقدر خوبه و اونا خلافکار مگه دست برمیدارن از سر شوهرت

یه جا به دردشون میخوره این ادم

باید با سیاستو درایت یه جور جمع کنی زندگیتو

واقعا هیچی ندارم بگم اخه چرا انقدر شوهرت اذیت میکنه واقعا نمیفهمم ببین میتونی از خانوادش کمک بخوا ...

درطول هفته نمیره سرکاره وقتیم بیاد میره باشگاه البته تو باشگاه یکی دوتاشونو میبینه اوناهم نرن اینم نمیره باشگاه...اخر هفته ها میره ک همیشه اخر هفته ها یا خانواده شوهرم دعوت میکنن یا میان اینجا ..اینجا دعوت باشن ک شوهرم میره میگ‌ب کاراتون برسین و میرم با مردها میام.اونورم دعوت باشیم منو میرسونه میره.اتفاقا اونجوری خیالش راحت تره ک تنها نیستم تو خوکه با خیال راحت میره

درطول هفته نمیره سرکاره وقتیم بیاد میره باشگاه البته تو باشگاه یکی دوتاشونو میبینه اوناهم نرن اینم ن ...


واقعا گناه داری تو

  

قشنگ انگار چیز خور کردن شوهرتو

میتونی با یه مشاور حرف بزنی؟

امروز به شوهرمم گفتم

گفتم یه مرد رفیق باز باشه چطوری میشه ترکش داد؟ گفت همونجور که تو جمع دوستاش خوش میگذره بهش خانوادش یه کار کنن تو خونه بهش خوش بگذره و دلش خوش باشه

واقعا گناه داری تو     قشنگ انگار چیز خور کردن شوهرتو میتونی با یه مشاور حرف بزنی؟ ام ...

باید برم‌پیش مشاوره اما میدونم راضی نمیشه😔تودمن بدون اجازه اش نمیتونم برم.

نمیدونم شاید مشکل منه ک اینقد چسبیده ب دوستاش و تعصب دو اتیشه داره روشون.ولی هرکاری بتونم بکنم.من ذاتا خیلی کم حرفم اما از وقتی شوهرم میاد همش باعاش حرف میزنم تا وقتی ک میخوابه میگ توروخدا بسه دیگ بذار واسه فردا میخوام بخوابم..دیگ نمیدونم چیکار کنم.قطعا مشکل از منه .اما نمیدونم چی...

واقعا گناه داری تو     قشنگ انگار چیز خور کردن شوهرتو میتونی با یه مشاور حرف بزنی؟ ام ...

من نمیتونم مثل دوستاش فحش ناموس بدم.و از روابط داغونم بگم ک بخنده و خوشش بیاد🤦‍♀️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز