2777
2789
عنوان

پدرشوهر ....

224 بازدید | 10 پست

ما یه شهر دیگه ایم 

پدرشوهرم با مادرشوهرم رفته بودن یک ماه مشهد برای چکاپ 

بعد برای رفتن یا برگشتن باید از شهر ما رد شن همیشه 

موقع رفتن ک گفتن وقت نمیشه انشالله برگشتیم میاییم خونتون 

موقع برگشتن اینجا یکی دیگه ار عموهام یعنی داداش پدرشوهرم سکته کرد و اینجا بردنش دکتر و عملش کردن پدرشوهرم با زنش سریع برگشتن اومدن تو شهر ما 

بعدم هی شوهرم زنگ میزد ک بعد ک رفتین ملاقات بیایید خونمون مامانش میگفت باشه فردا ناهار 

رفته بودن خونه یه عموی دیگم 

فرداش از صبح هی شوهرم زنگ میزد به مادرش میگفت از بیمارستان بیاد میایم 

خلاصه قرمه سبزی گذاشتم همه غذا آماده ساعت شد ۲

یهو پدرشوهرم زنگ زد به شوهرم ک زن عموت ناهار درست کرده ما نمیایم اگه میخواید مارو ببینید بیایید اینجا😐

...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چون اگه زنگ میزدم و نمیومدن هیچوقت باهاشون رو به رو نمیشدم دیکه  بخاطر همین اصلا خودمو قاطی نک ...

چقدر حساسی شما ! مگه بینتون قهر و دلخوری بوده؟

ببین وظیفه عروسم هست گوشیو بگیره اونم تعارف کنه که بیاین خوشحال میشیمو اینا

حالا اومدن که اومدن نیومدنم فدای سرت ناراحتی دیگه نداره

مگه ادم به هر کی تعارف کرد طرف باید بیاد!

رفتار اونام که میگن شما بیاین اینجا مارو ببینین بوی دلخوریشونو میده

به سختی به دستش اوردم. خدا دامن همه منتظرهارو زود زود سبز کنه انشالله
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز