عنوان

دیگه بریدم

| مشاهده متن کامل بحث + 4733 بازدید | 132 پست

خونشون یه شهر دیگ بود حدود یک ساعد با ما فاصله داشت حدود نیم ساعت بعد صدای احوال پرسیش با دادشم میومد سریع بلند شدم و لباس مدرسمو در آوردم یه آرایش ملیح کردم دلم نمیخواست بدونه من ناراحتم گریه کردم بخاطر اون و دوباره رتم زیر پتو اومد گفت پاشو تنبل خانوم لجم گرفت انگار ن انگار چیز مهمی نبوده این ک اینقدز وقیح بگ عاشق کسی دیگ ای هست و چند روزم حتی خبری نگیره

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

[QUOTE=115071128]منم میگم شوهرش در کل خوبه ولی چون دوسش نداره خیلی بد میدونهبازم نمیشه قضاوت کرد لط ...

بعدها مها چیزی که فهمیدم ان بود که یه ار مهسا بخاطرش خودکشی کرده بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2847