2777
2789
عنوان

دیگه بریدم

| مشاهده متن کامل بحث + 4700 بازدید | 132 پست

خونشون یه شهر دیگ بود حدود یک ساعد با ما فاصله داشت حدود نیم ساعت بعد صدای احوال پرسیش با دادشم میومد سریع بلند شدم و لباس مدرسمو در آوردم یه آرایش ملیح کردم دلم نمیخواست بدونه من ناراحتم گریه کردم بخاطر اون و دوباره رتم زیر پتو اومد گفت پاشو تنبل خانوم لجم گرفت انگار ن انگار چیز مهمی نبوده این ک اینقدز وقیح بگ عاشق کسی دیگ ای هست و چند روزم حتی خبری نگیره

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

[QUOTE=115071128]منم میگم شوهرش در کل خوبه ولی چون دوسش نداره خیلی بد میدونهبازم نمیشه قضاوت کرد لط ...

بعدها مها چیزی که فهمیدم ان بود که یه ار مهسا بخاطرش خودکشی کرده بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز