2777
2789
عنوان

و باز هم جاری....

941 بازدید | 43 پست

سلام اگه تاپیکای قبلیمو خونده باشین میدونین که جاریم با من سرسنگین بود از اول و تا حالا رنگ خونشم ندیدم! حتی پاگشای ما رو تو حیاط پدر شوهرم گرفت اخه اون ور حیاط خودش زندگی میکنه ! حالا....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من به شوهرم گفتم من دیگه جایی ک اون و شوهرش باشن نمیام خاستیم دلوتشون کنی باید خونه بابات دعوت کنی گفت باشه.

ی بارم مادرشوهرم ما رو دلوت کرد نگو اونا رم گفته بود خیلی خیلی ناراحت شدم و مهمونی زهر مارم شد....حالا دیشب برادرشوهر به شوهرم زنگیده دعوتمون کرده باز خونه باباش!

اون داره شخصیتشو  نشون میده  توچرا ناراحتی؟؟؟؟

تو حق نداری ب چیز های منفی فکر کنی ...تو از جنس خدایی   و خدا سرشار از انرژی مثبته                                          لبخند بزن دوستم :)            

منم گفتم مهدی جان من نمیام.مگه خودشون خونه ندارن؟ گفت اخه خونشون کوچیکه! گفتم ینی از خونه ۷۷ متری مام کوچکتر چطور ما همشونو دعوت کردیم؟ خلاصه بازم طرفداری شونو کرد....بهش گفتم نمیام و نمیرم. شما بودین میرفتین؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792