2777
2789
عنوان

داغونم

960 بازدید | 80 پست

شوهرم ۱ سال پیش یعنی اوایل عروسی فهمیدم باخانم متاهلی رابطه داره و میره خونش ک خانمه ۲ تابچه هم داره بعد اون ک شوهرم فهمید این کثافت کاریشو فهمیدم اونم بامدرک افتاد ب گه خوری وغلط کردن و بچه بودم و انسان جایزالخطاس وازاین چرت وپرتا پدرشوهرم و برادرشوهرم هم گفتن ایندفعه بخاطرماببخشش دفعه دیگ کوچیکترین چیزی دیدی مافلانش میکنیم وازاین حرفا

منم باتموم سختی نرسوندمش ب خونوادم و بخشیدم وشوهرم روز ب روز اخلاقش بهتر میشد اما بعد ۱سال یعنی چندهفته پیش دیدم ب ی خانمی پیام داده( سلام گلم هنوز اینجای یارفتی) من اینو ک دیدن عصبی شدم واونم شروع کرد تهدید کردن ک من کاری نکردم و این خانم شهردیگه ای زندگی میکنه و چون اینجارو نمیشناخت میرسوندمش کرایه بیشتر میداد (شوهرم ی مدته اسنپ کارمیکنه) خلاصه باورنکردم الانم باورندارم

همون موقه مامانم بم زنگ میزنه منم گوشیو برداشتم وبهش گفتم بیایین دنبالم اوناهم زود اومدن

تواین مدت شوهرم همش چرت وپرت وتهدید وفحش میداد من ساکت بودم چون باردارم نخواستم حالم بدشه

پدرم ک اومد دنبالم منم زود جمع کرده بودم رفتم باشون 

قضیه رو کامل ب پدرم گفتم هم خیانت پارسالش هم پیامای الانش اونم عصبی شد ک چراوندفعه بهم نگفتی 

بهش گفتم من نمیدونم فکرکردم واقعا ادم شد ونمیخواستم زندگیم بپاشه نگفتم و موندم سر زندگیم

پدرم گف بزار ادب بشه باپای خودش بیاد خونمون و ب اشتباهش بایسته یااینکه بچشو ازبیمارستان بده وطلاق بگیر هنوز جوونی و کلی اینده بهتر جلوته منم پشتیبانتم

ازاون ماجرا الان نزدیک ۱۶ یا۱۷ روزی میگذره ک خونه اقام یبار خواهرشوهرمو وشوهرشو فرستاد چون پدرشوهرم و برادرش ی شهر دیگه زندگی میکنن

پدرم قبول نکرد و گفت تا خودش باپای خودش نیاد دخترو نمیدم

الان پریروزم دامادشون زنگ زد ک میخوایم بیاییم باهامون برگرده واین قضیه روتموم کنه وازاین حرفا پدرم بازم قبول نکرد گفت تا اون نیاد دخترو نمیدم

شوهرمم هی چند روز یبار یا یروز درمیون پیام میده ک برگرد من کاری نکردم وهیچی بینمون نبود فقط ی سرویس بود

وهی پیام میده میگه برگرد اما من نمیام خونتون چون رفتی همه چیو ب خونوادت گفتی و حرمتارو شکوندی

ولی خودم میدونم ک اگ برگردم دیگ اعتمادی ندارم

الان بنظرتون چکارکنم؟فقط تروخدا نگید چرا باردار شدی جلوگیریم طبیعی بود و درکمال خنگیم کار دستم داد😔😔

۱۹ سالمه و الان ۳۴ هفته بارداریمه

بنظرتون چکارکنم تواین موقعیت بودید چ راهی انتخاب میکردید؟؟

واینکه هی پیام میده من سرسنگین جواب میدم اما دیگه نمیخوام ج بدم بنظرتون جواب پیاماش رو ندم بهتره؟؟؟


چه زیباست انتظار آمدنت پسرم💋

اینم بگم ک همون پدرشوهرم ک پارسال بم گف اگ دوباره چیزی از پسرم دیدم خودم فلان فلانش میکنم 

اما الان درکمال تعجب زنگ میزنه و داد وبیداد ک توزن زندگی نیستی وهرچی میشه ب گوش خونوادت میرسونی و اگ میخوای طلاق بگیر برو طلاق بگیر پسرم بیاد توشهرمون کاروزندگی کنه

چه زیباست انتظار آمدنت پسرم💋

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

جوابشو نده .صبر کن تا خودش بیاد .حرف پدرتو گوش کن

اره منم همینو میگم ولی هی میگم نکنه جواب پیام ندم ب نبودنم عادت کنه و واسش عادی بشه

چه زیباست انتظار آمدنت پسرم💋
خودت نطرت اینه برگردی؟

نه فعلا هیچ نظری ندارم ازیطرف بفکر بچم ک اگ طلاق بگیرم باید بچه روبدم

ازیطرف نمیدونم برگردم زندگیم وایندم بااین ادم چی میشه

چه زیباست انتظار آمدنت پسرم💋
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز