یه هفته اس خیلی شدید با مامانم دعوامون شده طوری که باگریه تنها نصف شب زدم بیرون بعد زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم و حتی بهم گفت دیگه پاتو اینجا نزار ولی الان به شدت دلم براش تنگ شده همش میترسم اتفاقی براشون بیفته قبل دعوا هر شب پیششون بودم خیالم راحت میشد از این گه میدیمشون الان کلا ازشون بیخبرم چیکار کنم واقعا غرورمو دلمو شکست جلوی شوهرم خیلی بد شد نمیتونم زنگ بزنم بهشون😭😭😭😭😭😭😭
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️