2777
2789
عنوان

موندم

115 بازدید | 7 پست

یه هفته اس خیلی شدید با مامانم دعوامون شده طوری که باگریه تنها نصف شب زدم بیرون بعد زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم و حتی بهم گفت دیگه پاتو اینجا نزار ولی الان به شدت دلم براش تنگ شده همش میترسم اتفاقی براشون بیفته قبل دعوا هر شب پیششون بودم خیالم راحت میشد از این گه میدیمشون الان کلا ازشون بیخبرم چیکار کنم واقعا غرورمو دلمو شکست جلوی شوهرم خیلی بد شد نمیتونم زنگ بزنم بهشون😭😭😭😭😭😭😭

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

جسارتا مگه سرچی بوده 

آخه آدم با مامانش دراین حد دعوا میکنه عزیزم اصلاا باور کردنی نیست 

چطوری دلت اومد

فردا برو از دلش دربیار نه بچه هات و نه شوهرت برات مامان نمیشن اصلا تو نباید بزاری شوهره از دعوا تو و مامانت بو ببره

جسارتا مگه سرچی بوده  آخه آدم با مامانش دراین حد دعوا میکنه عزیزم اصلاا باور کردنی نیست  ...

یعنی چی چطوری  دلم اومد مگه من کسیو بیرون کردم تک و تنها اشنباه متوحه شدید 

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
یعنی چی چطوری  دلم اومد مگه من کسیو بیرون کردم تک و تنها اشنباه متوحه شدید

وااااا بیرونت کردند ببخشید متوجه نشدم فک کردم خودت با خاست خودت اومدی بعدم دیدم حالت خرابه گفتم شاید مقصر بودی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108