عزیزم همه آدم ها با هم اختلاف سلیقه دارن منم با مادرم بحثم میشده حتی دعوا اما صبحش حالم بد میشد
یادمه ی شب بعد ازدواجم خونشون خوابیدم لنز ز بی ام رو انداختم تو یه استکان گذاشتم تو کابینت رفتم خوابیدم
صبحش مامانم قبل من بلند شده بود فک کرده بود آب خالی ریخته بود رفته بود