خانما ما تو ی اپارتمان زندگی میکنیم سرعمر پایینیمون فامیل شوهرمه اونوقت دخترم عاشق جوجه رنگی منم دوتا براشگرفتم گذاشتم تو تراس اما از جیک جیک میکردن صداشون تو خونشون نمیرفت ها فقط تو حیاط میرفت اونوقت بلند داد زد صدا خودشون کم بود جوجه هم اضاف شد خیلی ناراحت شدم بردم انداختمش سرخیابون واومدم جوجه اومد تا نصفه راه دنبالم دخترمم کلی گریه کرد براش