من زن خلق شدم ...نه برای در حسرت ماندن یک بوسه..برای بوسه ای از جنس ارامش ..من زن نشدم که هم خوابآدمهای بیخواب شوم..زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم ..زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم ..زن شدمتا آغوشی در تنهایی عشقم باشم ..برای خوشنامی صدسال کم است .اما برای بد نامی یک لحظه کافیست.
از فامیل اما فقط یه بار دیدمش و کلی به دلم نشست یادش بخیر اما خودش میگه من حواسم بهت بوده
به اون دوست صمیمیت فکر کن که قرار بود توی لباس عروسی ببینیش اما حتی الان نمی دونه کجایی و چی کار می کنی. به اون رابطه ای فکر کن که قرار بود بی تو بمیره ولی بی خبر از تو داره خیلی راحت به زندگیش ادامه می ده. به اون آرزوت فکر کن که به خاطرش شمعهای تولدتو فوت میکردی اما الآن رویاهای دیگه جاشو گرفته. به این فکر کن به این فکر کن ما آدما قسمتی از سرگذشت همیم ولی قرار نیست همیشه باشیم. به این فکر کن همه چیز گذراست. نه اونی که از اول باهاش بودی الان پیشته و نه اونی که الان باهاشی از اول باهات بوده. این زندگی انقدر تورو بالا پایین میکنه، انقدر آدم تو زندگیت میاره و میبره که یاد بگیری تو تنها کسی هستی که همیشه پیشت میمونه. شاید زخم بخوری، حسرت بکشی یا حتی دلت تنگ بشه ولی هیچ وقت تموم نمیشی و قوی تر ادامه می دی، تو تنها کسی هستی که تا آخرش هستی، حواست به خودت باشه.🌹