بچه که بودم یه دوست داشتم مامانش نمیزاشت بامن بگرده چون لاک میزدم حالااون با دوست پسرش میره شمال من هنوز لاک میزنم😐اگه با امضام خندیدی یه صلوات برای اینکه کارام جور بشه تا عید عروسی کنم میفرستی؟ 🥺
با اینکه روشنه شبت پر از امیده خورشید قلب تو هنوز نورشو میدهمیخوای خدا بیاد پیشت بشینه و بشنوه حرفاتو دوست داری به بارون بگی بباره و بشوره درداتو " آخ اگه خدا میزاشت بشینم جاش نمیزاشتم یکی بیاد یه ریز اشکاش"