من زن خلق شدم ...نه برای در حسرت ماندن یک بوسه..برای بوسه ای از جنس ارامش ..من زن نشدم که هم خوابآدمهای بیخواب شوم..زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم ..زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم ..زن شدمتا آغوشی در تنهایی عشقم باشم ..برای خوشنامی صدسال کم است .اما برای بد نامی یک لحظه کافیست.
داداشم سرباز خراسان جنوبیه ساعت۳بعدازظهربهم پیام داد نتم وصل شد نت گوشیش
پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️تقدیم به پسردارا😘