یادما یه بار وقتی ۸ سالم بود تو دستشویی گیر کردم. چقدر بد بود 😔
خونه عموم بودم همه رفته بودن بیمارستان واسه ملاقات، من با مادربزرگم بودم.
خونه شون ویلایی بود و در رو باز میکردی روشویی بود و سمت راست حموم و سمت چپ دستشویی که هر کدوم در جداگانه داشت و سقف راهرو وسط که روشویی بود شیشه ای بود، در حموم و دستشویی هم از این الومیینیومی ها که دو طرف دست گیره جدا داره، چشمتون روز بد نبینه رفتم تو و دستگیره از اون ور افتاد، اون موقع هم نمی دونم تو مدرسه بچه های بزرگتر مارو می ترسوندن که از چاه دستشویی دست خونی میاد و ...
هر کاری کردم در باز نشد، نیم ساعت تا ۱ ساعت اون تو از ترس داشتم گریه می کردم تا بالاخره مادربزرگم در رو باز کرد و از دیدن من با اون چشمای پف کرده و قرمز ترسید.
هیچ وقت اون روز رو یادم نمی ره. ☹
الانم خواهرزاده ام ۷ سالشه و از دستشویی به شدت می ترسه، هرچقدرم باهاش حرف میزنم نمیگه از چی؟
شمام از این مشکلات داشتید؟