بچه هاا چن وقت پیش ما تصادف کردیم یه ماه من رفتم شهرستان خونه مادرم اینا .. پدر شوهرم و مادرشوهرم (ناتنی) اصلا نیومدن یه سر به من و پسرم بزنن بعد چن وقت همسرم اومد شهرستان که اون با پسرم می رفتن خونه پدرشون ولی من نرفتم
اونا توجیه کارشون این بوده که من باید با بچم می رفتم خونشون تا فامیلاشون بیان سر بزنن منم هم توجیه هم این بود که اونا بعد چن روز میومدن سر می زدن از من تا منم می رفتم پیششون اینم بگم که تصادفم شدید یود هفته اول نمیتونستم تکون بخورم خلاصه طوری شد که عموی همسرم اومد خونه پدرم ملاقات من و پسرم اونا هم گفتن چن دفه به مادرشوهرت گفتیم بریم سر بزنیم گفتن می خان برگردن خونشون امشب و یه دفه هم گفته باشه فلان شب دیدیم محل نمی دن خودمون پاشدیم اومدیم ملاقات
خلاصه برگشتیم خونه و بعدش محرم من پسرم رفتیم شهرستان و من در ادامه اصلا نرفتم خونه پدرشوهرم اینا چون از فامیلها شنیده بودم که خانواده شوهرم گفتن رفتیم دم در خونه فلانی که و در و روی ما باز نکردن و بعد نیم ساعت پسرم یه حالت خواب آلود گرفته و کفته زنگ زدید و اینا ما خواب بودیم خلاصه اول اینکه این اتفاق نیفتاده دوم اینکه اگه افتاده پسرشون بوده که هیچ پسری این فیلمو واسه خانواده خودش انجام نمی ده و اگه هم انجام داده حقش نیست که بره همه جا جار بزنه مخصوصا فک و فامیل
که عروس فامیلشون گفته من خیلی دوست دارم فلانی و ببینم که چه شکلیه که این حرکت و انجام داده - وای اصلا روم نمیشه باهاش برخورد کنم چی در مورد من فکر می کنه - ولی من توسط یکی از جاریام این حرفا رو به گوششون رسوندم که مادرشوهره گفته من نگفتم و بابا گفته این حرف و من خونه فلانی می رم از گل نازکتر بهم نمیگه ولی بعدش یکم قاطی کرده و دنبال خبر کش داستان بوده که کی خبر رسونده به من و یقه جاریامو گرفته و به اونا مشکوک شده در صورتی که من از جاریام نشنیدم
خلاصه اینکه الان اینا اومدن اینجا خونه جاریم هستن
شوهرم گفت احتمالا بابام میاد یه سر خونمون اگه نیاد ما بریم یه سر
چیکار کنم الان برم سر بزنم یا بهونه بیارم نرم چون پریود شدم واقعا هم حال و حوصله ندارم