2777
2789
عنوان

چه کنم بیاین

176 بازدید | 15 پست

بچه هاا چن وقت پیش ما تصادف کردیم یه ماه من رفتم شهرستان خونه مادرم اینا .. پدر شوهرم و مادرشوهرم (ناتنی) اصلا نیومدن یه سر به من و پسرم بزنن بعد چن وقت همسرم اومد شهرستان که  اون با پسرم می رفتن خونه پدرشون ولی من نرفتم 

اونا توجیه کارشون این بوده که من باید با بچم می رفتم خونشون تا فامیلاشون بیان سر بزنن منم هم توجیه هم این بود که اونا بعد چن روز میومدن سر می زدن از من تا منم می رفتم پیششون اینم بگم که تصادفم شدید یود هفته اول نمیتونستم تکون بخورم خلاصه طوری شد که عموی همسرم اومد خونه پدرم ملاقات من و پسرم اونا هم گفتن چن دفه به مادرشوهرت گفتیم بریم سر بزنیم گفتن می خان برگردن خونشون امشب و یه دفه هم گفته باشه فلان شب دیدیم محل نمی دن خودمون پاشدیم اومدیم ملاقات

خلاصه برگشتیم خونه و بعدش محرم من  پسرم رفتیم شهرستان و من در ادامه اصلا نرفتم خونه پدرشوهرم اینا چون از فامیلها شنیده بودم که خانواده شوهرم گفتن رفتیم دم در خونه فلانی که و در و روی ما باز نکردن و بعد نیم ساعت پسرم یه حالت خواب آلود گرفته و کفته  زنگ زدید و اینا ما خواب بودیم خلاصه اول اینکه این اتفاق نیفتاده دوم اینکه اگه افتاده پسرشون بوده که هیچ پسری این فیلمو واسه خانواده خودش انجام نمی ده و اگه هم انجام داده حقش نیست که بره همه جا جار بزنه مخصوصا فک و فامیل

که عروس فامیلشون گفته من خیلی دوست دارم فلانی و ببینم که چه شکلیه که این حرکت و انجام داده - وای اصلا روم نمیشه باهاش برخورد کنم چی در مورد من فکر می کنه - ولی من توسط یکی از جاریام این حرفا رو به گوششون رسوندم که مادرشوهره گفته من نگفتم و بابا گفته این حرف و من خونه فلانی می رم از گل نازکتر بهم نمیگه ولی بعدش یکم قاطی کرده و دنبال خبر کش داستان بوده که کی خبر رسونده به من و یقه جاریامو گرفته و به اونا مشکوک شده در صورتی که من از جاریام نشنیدم

خلاصه اینکه الان اینا اومدن  اینجا خونه جاریم هستن 

شوهرم گفت احتمالا بابام میاد یه سر خونمون اگه نیاد ما بریم یه سر

چیکار کنم الان برم سر بزنم یا بهونه بیارم نرم چون پریود شدم واقعا هم حال و حوصله ندارم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم شوهرت عکس العملش چی بوده تو این مدت؟

ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش

نمیدونم😓چی بگیم آخه.......خیلی پیچده س🤔🤔

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند!بره های این حوالی گرگها را میدرند!سایه از سایه هراسان درمیان کوچه ها؛زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند!!!

نمیدونم عزیزم چی بگم ولی من بودم ناراحت میشدم ولی اگه هم میرفتم یکم سرسنگین میشدم باهاشون اگه هم موضوع پیش اومد راستشو بهشون میگم که واقعیت چی بوده و چرا ناراحتم و بگو چون بزرگترین دیگه احترام گذاشتیم و اومدیم هر چی باشه شما مادر و پدر من هم حساب میشین 

من خودم اهل کینه و قهر نیستم میرم چون حوصله کش دادن دعوا رو ندارم بعدم یه مهمونی میدم همه رو دعوت میکنم جلو همه میپرسم کی من همچین کاری کردم؟

ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش

زهرا جان،اصلا نرو خونشون.اگر احتمالا اومدن خونتون هم زیاد تحویلشون نگیر.کلا ی مدت باهاشون سرسنگین باش.وقتی برای شما ارزش قائل نیستن شما هم مثل خودشون رفتار کن.

سعی کردند ما را دفن کنند،غافل از اینکه ما بذر بودیم...                                                  گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب            گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز                 گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند                توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز            سردار دلها آسمانی شدنت مبارک...

کجا رفتی اسی

ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش

نمی دونم والا چی بگم

ولی من یهدموقع نارتخت مبشم ازشون بعد با خودم میگم  فامیله دروغ بشو که نیست نمیشه مه بذاریشون کنار خالا این وسط هر ننه قمری میخواد بگه بی خیالو تو کوتاه بیا  خودم کشش نمیدم

یه جوری بشین تدبیر کن قضیه رو تموم کن

من شیعم،حیدر آقامه  
عزیزم شوهرت عکس العملش چی بوده تو این مدت؟

هیچی قبول داره مشکلات و می گه دستمم عسلی کنم بازم منظور ندارن 

میگه مادر خودم نیست بابام هم تابع زنشه و بلاخره 5 تا بچه داره از اون و من تنهام

از شوهرت نپرسیدی ببینی همچین کاری کرده یا نه‌؟

نه بابا اون همسر من اصلا به باباش بی احترامی نمی کنه میگه من یادم نیست 

منظورش این بوده که من و شوهرم خونه بودیم در و باز نکردیم و به گوشی ها زنگ زده جواب ندادیم بعد نیم ساعت شوهرم خودش و زده به خواب گفته خواب بودیم زنگ زدی کار داشتی

اصلا میگه روحمم خبر دار نیست منم اصلا همچین موردی و یادم نیست و اصلا به مخلیه ام نمی گنجه که شوهرم همچین رفتاری بکنه بعد من یادم برده

زهرا جان،اصلا نرو خونشون.اگر احتمالا اومدن خونتون هم زیاد تحویلشون نگیر.کلا ی مدت باهاشون سرسنگین با ...

دقیقا منم همین روش و پیش گرفتم شوهرمم بهم اصلا کاری نداره که بیا یا نیا شهرستان رفتنی - بلاخره من انسانم احترام می زارم توقع احترام دارم اگه اشتباهی هست بیا به خودم بگو نه جار بزنی پیش فامیلا

الان این حرف و زد که شب می ریم سر می زنیم یعنی تو هم بیا البته با تحکم نگفت خیلی معمولی 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز